X
تبلیغات
وبلاگ دکتر فیاض بخش

وبلاگ دکتر فیاض بخش

ازطریق این وب نوشت در نگارشهاي علمي، و درسايرفعالیتهای علمی واجتماعی من مشارکت کنید

مطالب مرتبط با سلامت، حج و زيارت

اين وبلاگ حاوي مطالبي است كه در طي ساليان گذشته نوشته ام. همانطور كه ملاحظه مي‌شود، موضوعات مطالب متنوع است ولي با استفاده از پيوندهاي موجود در قسمت «آرشيو موضوعي» مطالب (در گوشه سمت چپ صفحه) مي‌توان آنها را دسته بندي نمود.  مطالب مرتبط با سلامت، حج و زيارت نيز براساس اين قاعده در پيوندهاي ذيل در اين وبلاگ دسته بندي شده اند:

 http://afayaz.blogfa.com/cat-1.aspx

http://afayaz.blogfa.com/cat-3.aspx


+ نوشته شده در  دوشنبه 5 اسفند1392ساعت 1:38 بعد از ظهر  توسط دکتر احمد فیاض بخش (استادیار دانشگاه)  | 

نقد جراح سالاری در انتصابات اخیر وزیر محترم جدید بهداشت

بنده قصد دارم برای اجرایی کردن بند شماره 24 مورد اشاره در برنامه‌های دکتر حسن قاضی زاده هاشمی وزیر بهداشت دولت یازدهم (برای دیدن متن کامل برنامه ها اینجا را کلیک کنید)، آئین نامه یا راهکار اجرائی بنویسم  و از طریق دفتر رئیس محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام، و دفتر رئیس محترم مجلس، دفتر اخوی رئیس جمهور جدید (آقای حسین فریدون)، و یا دفتر خود وزیر محترم پیشنهادی مکتوب به ایشان برسانم. 

متن بند مورد نظرم در این سند مهم، کوتاه ولی بسیار اساسی است:

24.      ضابطه مندی انتصاب مدیران

اگر نظری مکتوب در این حوزه وجود دارد لطفاً برایم ارسال شود

پیشاپیش متشکرم از ارسال نظرات موافق و مخالف با آنچه در زیر و ادامه این پیام نوشته ام.

دوران عزت مستدام

 دکتر فیاض بخش

اما خلاصه نظرات موافق و مخالف با جراح سالاری یا پزشک متخصص بالینی سالاری در انتصابات

یک نقد اساسی به پزشک متخصص بالینی یا جراح سالاری در انتصابات اخیر وزیر جدید و به انتصابات اسلافشان در این وزارتخانه از قدیم مطرح بوده است. سؤال میشود که چرا این تأکید افراطی وجود دارد که رؤسای دانشگاههای علوم پزشکی باید حتماً متخصص بالینی یا جراحی از فارغ التحصیلان دانشکده پزشکی باشند؟ با توجه به اینکه به اندازه کافی فارغ التحصیل در مقاطع ارشد و PhD در رشته های «مديريت خدمات بهداشتي درماني»، «اقتصاد سلامت»، «سياستگذاري سلامت»، «پزشكي اجتماعي»، «مدیریت توانبخشی»، «مدیریت رفاه اجتماعی»، «آموزش پزشکی»، «طب كار»، «آمار و اپيدميولوژي»، «جامعه شناسي پزشكي»، «آموزش  بهداشت»، «حقوق و اخلاق پزشکی»، و حتي «مديريت عمومي، اقتصاد محض، علوم سياسي، سياستگذاري عمومي، حسابداري، حقوق و غيره» و سایر رشته های علوم انسانی  مرتبط با مدیریت سلامت در سالهای اخیر در کشور تربیت شده اند، فکرمی کنم ظرفیت کافی برای اجرائی شدن این بند با بکار گرفته شدن این فارغ التحصیلان در در سطوح عالی سیاستگذاری و در سطوح دیگر مثل ریاست بیمارستانها وجود دارد. (پیش فرض بنده در این مقاله این است که قدم اول در ضابطه مند شدن انتصاب مدیران استفاده از فارغ التحصیلان این رشته های مرتبط در مناصب وزارتی؛ معاونین وزرا، رئیس دانشگاه و سایر سطوح است). سایر استدلالها هم وجوددارد که قبلاًدر وبلاگهایم منعکس کرده ام.

در جواب به این استدلال در نوشته  فوق بنده مهمترین چیزی که بیان می شود این است که:  فارغ التحصیلان رشته های تخصصی و فوق تخصصی بالینی و بخصوص بالینی جراحی مناسب تر هستند چون اولاً دررشته های علوم انسانی فارغ التحصیلان از جهت هوشی ضعیف هستند، ولذا سواد وتوان کافی در زمان فارغ التحصیلی  برای مدیریت با اتکا به رشته علمی مندرج در عنوان مدرک تحصیلی شان را ندارند (در شرائط فعلی کشورهای درحال توسعه؛ آدمهای باهوش به رشته های بالینی درآمدزا (مثل جراحی چشم و ارتوپدی) جذب می شوند، بعد به رشته های پزشکی داخلی (مثل اطفال و روان پزشکی و داخلی)، و بعد به رشته های علوم انسانی. با این استدلال بهتر است از فارغ التحصیلان رشته های علوم انسانی فقط بعنوان مشاور و یا محقق و حداکثر بعنوان رئیس مرکز تحقیقات استفاده کرد که برای مدیران موجود نوشته و سند و فایل پاور پوینت سخنرانی، نقشه راه و مقاله تهیه کنند.

دلیل دوم برای استفاده از فارغ التحصیلان رشته های بالینی (مثل چشم پزشکی که ایندففعه و دوره قبل وزیران محترم پیشنهادی دارای آن مدارک بودند) این است که در این رشته ها فارغ التحصیلان علاوه برداشتن هوش بیشتر؛ از روزهای اول تحصیل وارد محیط مدیریت و بیمارستانها می شوند، ولذا تجربه و دانش کافی از واقعیتهای نظام سلامت کشور ما را دارند،  ولذا ادامه استفاده از کسانی که تخصص ها و فوق تخصصها در پزشکی  بالینی  و بخصوص جراحی دارند، عین ضابطه مندی در انتصاب مدیران است. این درحالی است  که  خود این افراد معتقدند در کشورهای پیشرفته در سمتهای اداری و مدیریتی کلان و خرد از فارغ التحصیلان رشته های مدیریت و حسابداری  و حقوق و امثالهم استفاده می گردد، و فارغ التحصیلان رشته های بالینی بیشتر به  ارائه خدمات مشغولند. با اینحال معتقدند کشور ما ظرفیت وقوع همچنین ریسکهایی را در حال حاضر ندارد.

در انتها البته بسیاری از همین افراد هم معتقدند که وضعیت مدیریت و سیاستگذاری سلامت کشور می توانست بسیار بهتر از این باشد، و  لذا در مصاحبه های تلویزیونی و غیره به وضع موجود شدیداً انتقاد می شود، بدون آنکه گفته شود که به چه میزان از نابسامانی های بخش سلامت مرتبط با سایر علل است و چقدر مشکلات مرتبط با ادامه اصرار بر این روش و ضابطه در انتخاب وزرا و معاونین وزرا و رؤسای دانشگاهها و سایر مدیران می باشد. بعبارت دیگر گفته نمی شود چرا در اینجا وحدت رویه وجود ندارد. مثال می زنم: بر فرض محال اگرمعلوم شد دریک اطاق عمل فرضی برای انجام جراحی فوق تخصصی کلیه و مجاری ادارار (مثل پیوند) یک سری مشکلات و نابسامانی های اساسی وجود دارد و در تحقیقات شناخت علل مشکلات کشف شد در این اطاق عمل عده ای از فارغ  االتحصیلان بسیار باهوش و با تجربه ولی ازرشته های غیر مرتبط مثل فوق تخصص پیوند قرنیه هم جراحی می کنند ولی مشغول انجام  جراحی غیر مرتبط با مدرک یعنی جراحی پیوند کلیه هستند!!!، بدون معطلی وتاکید بیشتربر هوش و استعداد و تجربه ایشان، وتحقیق وسیعتر برای یافتن سایر علل برای مشکلات در این اطاق عمل پیوند کلیه (موضوع این مثال فرضی)، سریعتر از فارغ التحصیلان رشته مرتبط استفاده می شود (یعنی متخصصین اورولوژی سریعاً جایگزین این فوق تخصص های باهوش و باتجربه در رشته چشم پزشکی می گردند) و اعلام عمومی می گردد که دلیل اصلی مشکلات و نابسامانی ها (یعنی بی ضابطه بودن اشتغال جراحان) در این اطاق عمل بر طرف شد. ولی در اینجا یعنی در نابسامانی مدیریت سلامت و دارو کشور همچنان تاکید بر هوش واستعداد و تجربه افرادی با مدارک غیر مرتبط برای اجرای کارها مرتبط و حضور در جایگاه های مدیریتی و سیاستگذاری و در وزارت در دولتهای مختلف می شود. یعنی در اینجا برخلاف سایر تخصصها اگر برای مثال یک متخصص داخلی بعنوان وزیر نتوانست مشکلات را حل کند می روند یک چشم پزشک، یک جراح، یک فوق تخصص یا متخصص بالینی در همان رشته یا رشته دیگر منصوب می نمایند که مشکلات را  حل کند.

بنده معتقدم این روشنگری هایم درگذشته مفید بوده است و امیدوارم با کمک شما مفیدتر گردد و یا  اینکه کمک شود تا چارچوب فکری امثال بنده در این استدلالها اصلاح گردد  تا مانند مدافعین وضع موجود و ضابطه  های موجود در انتخاب مدیران فکر کرده و نظریه پردازی نمایم.


+ نوشته شده در  چهارشنبه 3 مهر1392ساعت 7:18 بعد از ظهر  توسط دکتر احمد فیاض بخش (استادیار دانشگاه)  | 

زائرین مدینه بعد چگونه با دلتنگی و فشارهای روانی ناشی از آن مقابله کنند

علل و عوامل استرس در سفر حج:

سفر حج با تمام لحظات بیاد ماندنی اش می تواند بعنوان یک عامل استرس روانی مطرح شود. بعد از انجام اعمال حج تمتع و پایان یافتن ایام تشریق، زائرین آثار ناشی از استرس را نشان می دهند. البته میزان بروز و شدت ناتوانی روحی و روانی ناشی از دوری از کشور و خانواده در تمام جمعیتها یکسان نیست. این دوری می تواند در یک کاروان براحتی تحمل شده و در یک جمعیت دیگر از زائرین نمود واضح و شدیدتری داشته باشد. در مورد علت شناسی استرسزا بودن سفر حج می توان علل و عوامل مختلفی را برشمرد. بصورت کلی هرچه محیط کاروان عاطفی تر بوده، انجام اعمال واجب حج با مشکل کمتر مواجه بوده و افراد بعد از انجام اعمال واجب کمتر در کشور عربستان باقی باشند، احتمال بروز و شدت یافتن اضطراب، افسردگی و پرخاشگریها کمتر خواهد بود.

راهکارها:

برای مقابله با استرس ها يا فشارهای روانی در طی سفر یکماهه حج، راهکارهای مختلفی وجود دارد. با رعايت و بکارگيری اين روشها، زائر علاوه بر حل يا کم کردن مشکلات، به آرامش پايدارتری در قبل از بازگشت به ایران دست خواهد یافت:

1- به خداوند توکل کنيم.

وقتی انسان ياد خدا را در دل خود زنده نگهدارد و ارتباط روحی و معنوی بين خود و خدا برقرار کند، به آرامش عميق، همراه با خشنودی می رسد و با توکل به خدا از هرگونه ياس و اضطراب و فشار روانی رها می شود.

قرآن کريم در سوره رعد آيه 29 می فرمايد: کسانی که ايمان آوردند قلبهايشان با ياد خدا آرام می گيرد، آگاه باشند تنها با ياد خدا قلبها آرامش می يابد.

2- عوامل استرس زا را  کم کنيم.

عوامل بی شماری ممکن است باعث استرس ما شوند. که بايد آنها را شناخته و سعی کنيم از زندگی خود حذف کنيم. برای مثال، اگر شلوغی مراکز خرید سوغاتی موجب ناراحتی ما می شود، آنرا از برنامه حذف کنیم یا زمانی را برای خريد انتخاب کنيم که خلوت باشد.

3- از وقايع اطراف خود با اطلاع باشيم.

بی اطلاعی و ناديده گرفتن حوادث و وقايع اطرافمان، دليل بر شادی و عدم وجود مشکل نيست. گاهی اوقات آن چه ما بعلت عدم آگاهی از اصل موضوع در ذهن خود تصور می کنيم، بسيار بدتر و ناراحت کننده تر از آن چيزی است که واقعا" اتفاق افتاده است. اگر نگرانید که هم کاروانیها در مورتان تصور غلطی دارند، از آنها سؤال نموده و تصورات غلط را اصلاح نمائید.

4- از وضعيت جسمی خود آگاه باشيم.

از دلائل بروز نشانه هایی مانند سردرد، دردهای سایر نواحی بدن، نداشتن تمرکز، کوفتگی، سرگیجه، تنگی نفس، سرفه، تب و لرز، خستگی زياد و ... مطلع باشيم. اينها می توانند نشانه های اختلالات جدی تر از قبيل: زخم معده، قند و فشار خون بالا، بيماری های قلبی و..... باشند. برای بسیاری از مدینه بعدیها زمان طی شده در حج تاکنون به اندازه کافی طولانی بوده است که سبب تغییر فاحش در وضعیت مزاجی حاجی شود. علت آن است که درحالت جدائی از خانواده، ابعاد سبک زندگی مانند تحرک، تغذیه و تنفس کاملاً عوض شده، و در شرائط جدید صورت می گیرد.

5- برنامه های زندگی را اولويت بندی کنيم .

هنگامی که با انبوهی از اولویتها بطور همزمان روبه رو هستيم، به آسانی در مقابل آنها به زانو در آمده و از حل آنها عاجز می شويم. آشفتگی و بی نظمی در کارها و برنامه ها می تواند توليد استرس نماید. اولويت بندی کارهای مدینه به ترتيب اهميت و بررسی آنها به ما اين امکان را می دهد که به هر کاری در زمان و مکان خود رسيدگی کنيم.

6- به موقع از خانه خارج شويم.

اگر برای انجام کارهای باقیمانده به موقع از کاروان خارج شويم، می توانيم از عجله و بسیاری اضطرابهای ناشی از تأخیرها کم کنيم.

7- وقت خود را تنظيم کنيم.

کارهای روزمره خود را به ترتيب اهميت و مدت زمان آنها يادداشت کنيم، با اين کار در می يابيم وقت خود را چگونه تنظيم کنيم تا هميشه کارهايمان به موقع انجام شود. اگر وقت کافی برای انجام تمام فعاليت های مورد نظر و مهم خود نداريم، شايد بيش از حد و بيهوده تلاش می کنيم. بهتر است که انجام زیارتهای اولویت دار مدینه و خرید سوغاتیهای باقیمانده را يکی بعد از ديگری به انجام برسانيم، و درصورت احساس ناتوانی، اتمام بعضی کارها را کلاً فراموش نمائیم.

8- از شر وسايل اضافی خلاص می شويم.

از شر وسايل اضافی و بی مصرف در اتاق استراحتمان در کاروان خلاص شويم و اطراف خود را خلوت کنيم. وسايل اضافی و به درد نخور در اتاق و شلوغی محيط می تواند استرس زا باشد.

9- شب ها به موقع و به اندازه کافی بخوابيم.

بدن انسان برای تجديد قوا به خواب کافی و لذت بخش نياز دارد. شب به موقع بخوابيم و تا ديروقت بيدار نباشيم. اگر شب بیداری برای زیارت، طواف، عبادت و خرید لازم هستند، در روز خواب کافی داشته باشیم. هنگام خواب بهتر است به سمت چپ خود بخوابيم و نفس عميق بکشيم. در اين حالت سوراخ راست بينی تحريک و سمت راست بدن فعال تر می شود. زيرا سمت راست، قسمت فعال بدن است.

10- صبح زود از خواب بيدار شويم.

اگر شبها تا دیروقت حرم نیستیم، سعی کنيم صبح ها، زود از خواب بيدار شويم. در اين صورت ساعت زيستی بدن ما منظم می شود و طبق برنامه خاصی زمان خواب و بيداری ما را تنظيم می کند. در نتيجه پس از مدتی هنگام بيدار شدن، احساس بهتری خواهيم داشت.

11- عادت های استرس زای خود را عوض کنيم.

ما از عادت های خوب و بد خود اطلاع داريم و آنها را خوب می شناسيم. می توانيم آنهايی را که موجب آزار روحی ما می شوند را ترک کنيم. در طی سفر طولانی حج ترک آنها کمتر مشکل است. سعی کنيم حالا که در محیط جدید و درکنار افراد غیر خانواده زندگی می کنیم و از حال و هوای آن عادتهای بد ناخواسته خارج شده ایم، آرزوهایمان در مورد ترک عادتهای نادرست را عملی سازیم.

12- از معاشرت با افراد استرس زا بپرهيزيم.

از ارتباط با افرادی که سبب استرس ما می شوند دوری کنيم. يا اگر بعلت هم اتاقی بودن در کاروان دوری کردن از اين افراد برايمان مشکل است، می توانيم ارتباط خود را با او در جمع برقرار کنيم. حضور دیگران در زمان تکلم می تواند تنش و استرس ناشی از برخوردهای نامناسب طرف مقابل را کم نماید.

13- ار رقابت با ديگران خودداری کنيم.

رقابت با ديگران مخصوصاٌ در خرید سوغاتی و در سایر تجملات و ظواهر، می تواند يکی از منابع اجتناب ناپذير استرس يا فشار روانی باشد. شايد هم افرادی در کاروان باشند که کارهایی می کنند تا حسادت و خشم ديگران را برانگيزانند ولی در واقع استرس حاصل از حسادت و رقابت، به خود فرد هم می تواند تحميل می شود.

14- از تکنولوژی درست استفاده کنيم.

در اوقات طولانی فراغت در سفر حج، اینترنت و بازیهای رایانه ای موجود در وسائلی مانند موبايل، کامپيوتر،.... می توانند باعث شوند که طی يک روز بعضی زائرین جوان بيش از حد بیدار باشند.

15- به چشمان خود استراحت بدهيم.

آيا برای رسیدگی به امور کاری در ایران نیاز است که مدت طولانی به تلويزيون يا مانيتور رایانه در کاروان نگاه کنيم؟ بايد به چشمان خود استراحت  دهيم هر چند کم. در اين زمان به فضای سبز، آسمان يا درختان خيره شويم. اگر در دسترس نيستند می توانيم يک عکس يا پوستر بر روی ديوار نصب کنيم که بيشتر رنگ های آبی و سبز در آن به کار رفته باشد. اين رنگها بسيار آرام بخش هستند.

16- مشکلات را بپذيريم.

بايد پذيرفت که برخی اوقات شرايط طاقت فرسايی در زندگی پديد می آيد و کاری نيز از دست ما بر نمی آيد. اگر خبر بدی از ایران در مورد کار و خانواده به حاجی داده شد، در اين شرايط بايد با صبر و پذيرش مشکل و دگرگون کردن موقعيت، بار عاطفی مشکل را کم کنيم، تا سر فرصت بعد از بازگشت به ایران به امور رسیدگی نمائیم.

17- ورزش کنيم.

تحقيقات نشان داده است که ورزشکاران از استرس و افسردگی کمتری نسبت به ديگران برخوردارند. همچنين برنامه تمرينات هوازی باعث بهبود حالات افسردگی، اضطراب، آشفتگی فکری و خستگی شديد می باشد. يک پياده روی تند و سريع به مدت 40 دقيقه در اطراف کاروان یا در طواف ميزان استرس را بطور متوسط تا 14 درصد کاهش می دهد.

18- قدم بزنيم.

در تحقيقاتی که در دانشکده پزشکی دانشگاه استنفورد در سال 2002 انجام گرفته، آمده است افرادی که 4 بار در هفته پياده روی می کنند، استرس کمتری دارند و را حت تر می خوابند. طواف مستحب در این راستا می تواند انگیزه خوبی برای راهپیمایی روزانه باشد.

19- بطور صحيح تنفس کنيم.

تنفس صحيح بايد به اين صورت باشد: دم ( دادن هوا به ريه ها ) يک شماره، نگهداشتن نفس چهار شماره ، بازدم ( بيرون فرستادن هوا از ريه ها ) دو شماره .

20- به تغذيه خود برسيم.

خوردن مناسب (نه کم یا زیاد) بسيار مهم است.  غذا اگر مواد مورد نياز بدن را تامين کند، کمتر دچار حالت عصبی يا فشار روانی می شويم. مصرف کافی مواد غذايی سبوس دار، ميوه، ترکيبات کربوهيدرات، سبزيجات و حبوبات سبب ثابت ماندن اندازه ی قند خون شده، لذا خستگی کمتر احساس می شود. بخصوص اگر زائر مسن هستیم، از مصرف زياد نمک، چربی، خوراکی های سرخ شده و مواد قندی ساده که به آزاد شدن اپی نفرين کمک و باعث عدم مقاومت بدن در برابر فشار روانی می شود، خودداری کنيم. به مقدار کافی آب بنوشيم و از مصرف قهوه، چای و نوشابه های گازدار بخصوص در سنین بالا پرهيز نماييم.

21- با آرامش غذا بخوريم.

در هنگام غذا خوردن بهتر است از عجله کردن ، گوش دادن به راديو يا خواندن روزنامه مخصوصا" خبرهای استرس زا پرهيز کنيم. در سفر حج، خرید یا حتی زیارت بهانه های خوبی برای باعجله و نجویده غذا خوردن نیستند.

22- روابط اجتماعی خود را  گسترش دهيم.

هنگامی که تحت استرس يا فشار روانی هستيم، بطور غريزی تمايل داريم که به گوشه تنهايی پناه ببريم. کاری اشتباه تر از اين برای یک حاجی دلتنگ وجود ندارد، چون گوشه گيری باعث می شود تا حواس خود را بيشتر روی مشکلات و افکار منفی متمرکز کنيم که به جای حل آن به تشديد استرس کمک  می کند.

23- هيجانات سرکوب شده خود را تخليه کنيم.

متخصصان معتقدند عمل ساده افشای خود باعث تسکين فشار روانی می شود. نوشتن احساساتمان در دفترچه خاطرات سفر حج، يا صحبت کردن در نوار کمک می کند تا فشار روانی ناشی از رويدادهايی بد کم شده و راحت تر و منطقی تر درباره راه حل های مشکلاتمان بينديشيم.

24- مثبت بينديشيم.

مثبت فکر کردن باعث آرامش فکر می شود، که اين امر می تواند با تغييرات فيزيولوژيک که هنگام بوجود آمدن استرس اتفاق می افتد، مقابله کند، بسياری از استرس هايی که تجربه می کنيم از احساسات منفی اطرافمان ناشی می شوند. انديشيدن به اشخاص يا چيزهايی که به آنها عشق می ورزيم آثار خوبی را برجای می گذارد.

25- روی موضوع آرامش بخش تمرکز کنيم.

اگر افکارمان به دام اوضاع و احوال نگران کننده ای از ایران اسير شد، سعی کنيم با انحراف افکار روی موضوع های آرام بخش مانند يادآوری خاطرات لذت بخش سفر حج و يا دقت در تصاوير زيبا، از افکار منفی دوری کنيم.

26- به زمان حال فکر کنيم.

دکتر ژان بورسينکو در " پرورش روح و جسم " می نويسد: اگر بتوانيم ذهن خود را چنان پرورش دهيم که اميدها و آمال دست نیافتنی خود برای آینده را کنار گذاریم، به آرامش ذهنی دست خواهيم یافت. یادآوری نعمتهای امروز خودمان که می تواند آرزوی دیگران باشد، سبب آرامش فکر ما خواهد بود.

ساير تکنيک های مقابله با استرس شامل موارد زير می باشند:

·         بخنديم

·         به قرآن با صوت حسن و ملايم گوش کنيم.

·         صاف بايستيم.

·         برای خود ارزش قائل شويم.

·         " نه " گفتن را بياموزيم.

·         به اخبار ناخوشايند توجه نکنيم.

·         گاهی مسائل را رها کنيم.

·         از متخصصان کمک بگيريم.

·         با تفکر عمیق و مديتيشن آرامش خود را بدست آوريم.

منابع:

بیست و شش مهارت مقابله با استرس (پایگاه مرکز ضایعات نخاعی جانبازان)

*فرزند شهيد دکتر محمدعلي ‌فياض‌بخش  و زائر حج 89، ارزشیاب تغذیه و تدارکات درستاد مکه مکرمه، عضو هیئت علمی دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران، ارزشیاب تغذیه و تدارکات درستاد مکه مکرمه

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 آذر1389ساعت 10:12 قبل از ظهر  توسط دکتر احمد فیاض بخش (استادیار دانشگاه)  | 

سلامتی در حج، حقوق زائر و چالشهای پزشک کاروان و هیئت پزشکی 3

دکتر احمد فیاض بخش (ارزشیاب تغذیه و تدارکات درستاد مکه مکرمه)

تامین سلامتی از اصلی ترین حقوق زائرین در طول ایام کنگره عظیم حج است. پزشکان و سایر متخصصین علوم بهداشتی درمانی در خط اول عملیات برای کاهش بروز، شیوع و شدت بیماریهای زائرین به ارائه خدمات شبانه روزی مشغولند. در طی تحصیلات دانشگاهی و آموزشهای ضمن خدمت، این متخصصین با انواع بیماریهای شایع در حج وبا روشهای مقابله با این امراض آشنا شده اند. این متخصصین که در کاروانها و در بیمارستانهای ایرانی هیئت پزشکی مستقر می باشند، براساس آموزشهای انجام شده موظف به انجام اقدامات مختلف و متنوعی بسته به نوع بیماری می باشند. اقدامات قابل انجام اصطلاحاً در سه دسته زیر قابل تقسیم می باشند:

  • پیشگیری اولیه: شامل هر اقدامی که به منظور ممانعت از شروع بیماری و یا ورود عامل بیماریزا به بدن افراد در معرض خطر صورت گیرد. توزیع ماسک، آموزش روشهای انتقال عفونتها و واکسیناسیون مننژیت و انفلونزا از مصادیق این نوع پیشگیری است.
  • پیشگیری ثانویه: شامل هراقدامی که به منظور تشخیص و درمان کامل بیماریها انجام می شود. غربالگری برای تشخیص ناقلین بیماریهای عفونی، تجویز آنتی بیوتیک برای سرماخوردگیهای میکربی و بسیاری از اعمال جراحی برای اصلاح شکستگیهای ناشی از حوادث از مصادیق پیشگیری ثانویه است.
  • پیشگیری ثالثیه: شامل هر اقدامی که سبب افزایش طول عمر ویا کیفیت زندگی بیمارانی شود که احتمال درمان کامل برای آنها وجود ندارد. دادن ویلچر و توانبخشی عصبی عضلانی به بیماران قطع نخاع و یا سکته مغزی، تجویز ضددرد، شیمی درمانی و یا پرتو درمانی به بیماران سرطانی، تجویز انسولین به بیماران دیابتی، تجویز داروهای روان افزا و بهبود سیستم ایمنی به بیماران ایدزی از مصادیق پیشگیری ثالثیه است.

برای مهار بسیاری امراض در مقیاس اجتماعی نیاز به اقدامات در بیش از یک سطح پیشگیری وجود دارد. برای مثال در باره مهار بروز، شیوع و شدت جراحتهای ناشی ازحوادث یک پزشک کاروان باید به گروهی از زائرین سالم قوانین ترافیکی کشور عربستان را آموزش دهد (پیشگیری اولیه)، به مصدومین جزئی با انجام بخیه و جاانداختن شکستگیها کمک نماید (پیشگیری ثانویه)، و برای گروه دیگری که دچار صدمات برگشت ناپذیر شده اند، عصا، مُسکّن و اقدامات توانبخشی تجویز نماید (پیشگیری ثالثیه).

در نظام آموزش پزشکی غربی که در کشور ما رایج است، به پزشکان متخصص و فوق تخصص در باره پیشگیریهای ثالثیه به مقدار بیشتر آگاهی داده می شود. بسیاری پزشکان عمومی نیز براساس اقتضا نظام کارانه ای پرداخت در کشورما علاقه ای به ارائه پیشگیری سطح اول ندارند زیرا درآن پیشبینی پرداخت ناچیز برای این نوع خدمات در نظر گرفته شده است. مشکلات نظام پرداخت و آموزش سبب آن شده که نگرشهای رفتارساز در کشورما بصورتی بشود که درآن توجه به آموزش بهداشت برای پیشگیری از شروع بیماریها، اموری کم اهمیت و دور از شأن در میان پزشکان عمومی و متخصص جلوه نموده، و در مقابل تمرکز بر انجام جراحیها و سایر خدمات درمانی و تشخیصی وابسته به دستگاههای گران و پیشرفته تجهیزات پزشکی، مهم و سودآور به نظر آیند.

در کنگره عظیم حج تهدید ناشی از درمان محوری غربی می تواند تبدیل به فرصت شده، و لذا می توان از این دوره زمانی برای تغییر کم توجهی در جهت ایجاد دانش، نگرشها و رفتار جدید بهره جست. برای رفتارسازی در مورد پزشکان عمومی و متخصص از این جهت فرصت وجود دارد که در نظام ارجاع حج و در ارائه خدمات سودآوری معیاری در ارزشیابی افراد و در پرداختهای مالی نیست. در مورد مردم نیز از این جهت فرصت رفتارسازی وجود دارد که مردم در محیط عادی خانواده و شهرخود زندگی نمی کنند. لذا عدم وجود فشار روانی نزدیکان مألوف برای تداوم عادتها که در اثر حضور در محیط جدید حاصل شده، اتخاذ سبک زندگی متناسب با سن و جنس را تسهیل می نماید. متخصصین سیاست گذاری سلامت نیز معتقدند که بازاریابی اجتماعی و رفتارسازی جدید در کشوری بیگانه با آب،هوا، مردم و فرهنگی جدید، و در طی حضور طولانی معادل حدوداً یکماه با احتمال موفقیت بیشتری می تواند اتفاق بیفتد.

بهبود دانش، نگرش و رفتار در مورد ترجیج پیشگیریهای اولیه می تواند هم درمورد بیماریهای عفونی حاد صورت گیرد و هم بیماریهای مزمن. درمورد بیمارهای حاد نتایج اقدامات در در طی انجام دوره حج دیده می شود، به این معنی که در قبل از اتمام دوره و بازگشت زائرین شاهد کاهش همه گیریها خواهیم بود. اما در مورد بیماریها مزمن بخاطر تفاوت مشکلات و طولانی تر بودن دوره بیماریها، بیشتر برکات ناشی از بهبود نگرشها در بعد از بازگشت حجاج به میهن ظاهر می شود. در این صورت زائر سالخورده ای که از قبل از حج دچار بیماریهای مزمنی مانند آسم، دیابت و فشارخون است بعنوان سوغات حج سبک زندگی ارتقاء یافته را باخود می آورد، و می تواند سالها در اثر حفظ رفتارهای سالمتر به زندگی با کیفیت تر در طول زمانی بیشتر ادامه دهد. در میان ارائه کنندگان خدمت نیز دانش و نگرش و رفتارهای جدید بی برکت برای جامعه نبوده، و حفظ آن بعد از بازگشت از حج سبب محوریت بیشتر بهداشت و کاهش توجه به درمان در میان کادر پزشکی از حج بازگشته خواهد بود. البته ظرفیت برای ایجاد تغییر بسیار بیشتری در رفتار ارائه کنندگان در حج وجود دارد که امید می رود با گماردن نیروهای آگاه به اهمیت نظام ارجاع موجود در حج، این فرصت تبدیل به تهدید نشود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 17 آبان1389ساعت 10:41 قبل از ظهر  توسط دکتر احمد فیاض بخش (استادیار دانشگاه)  | 

سلامتی در حج، حقوق زائر و چالشهای پزشک کاروان و هیئت پزشکی 2

دکتر احمد فیاض بخش (ارزشیاب تغذیه و تدارکات درستاد مکه مکرمه)

تامین سلامتی از اصلی ترین حقوق زائرین در طول ایام کنگره عظیم حج است. مسئولیت اول در این راستا متوجه پرسنل بهداشتی درمانی مستقر در بیمارستانهای هیئت پزشکی و درکاروانها است. در نظام ارجاعی که برای ارائه خدمات در طی حج برنامه ریزی شده و هم اکنون در حال اجرا می باشد، هم مسئولیت بهداشتی وهم درمانی در سطح اول برعهده پزشکان کاروانها گذاشته شده است. خدماتی که در سطح اول قابل تأمین نباشند، برای ارائه شدن به مراکز و سطوح دیگر در این نظام ارجاع می گردند. برای مثال مراقبتهای ویژه، جراحیها، و همچنین خدمات آزمایشگاهی و تصویربرداری تشخیص از مواردی هستند که به بیمارستان ایرانی و بیمارستانهای عربستان در شهرهای مکه و مدینه ارجاع می شوند. با توجه به تفکیک انجام شده درنظام ارجاع، پزشکان کاروانها باید همانطورکه نسبت به انجام درست اقدامات برای درمان بیماریها و بخصوص بیماریهای حاد (مانند مسمومیتها و عفونتهای میکربی و ویروسی) حساس هستند، نسبت به انجام اقدامات پیشگیرانه و بهداشتی به منظور مهار گسترش و شدت بیماریهای غیر واگیر در طی حج نیز حساسیت نشان دهند.

سوابق بدست آمده از حج در سالهای گذشته متأسفانه حاکی از آن است که علیرغم تلاشهای صورت گرفته توسط گروه پزشکی، بعضی حجاج در حفظ و ارتقاء وضعیت سلامت خود درطی حج از خود بی مبالاتی نشان می دهند. این گروه از زائرین شامل دو گروه افراد هستند:

  • اولاً حجاجی که در طول سفر مبتلا به بیماریهای حاد شده، و نتیجتاً بستری، فوت و یا اعزام به ایران می شوند،
  • وثانیاً زائرینی که در ظاهر مبتلا به بیماری زمینگیرکننده حاد نمی شوند، ولی دچار تشدید بیماریهایی مزمن زمینه ای مانند قند و فشارخون می شوند.

خصوصیت بیماریها در گروه دوم وابستگی قابل توجهشان به اتخاذ سبک زندگی است. بعبارت دیگر اگر رفتارهای مخل سلامتی (مصرف قند در فشارخونی ها و قند در دیابتی ها) در طی دوره نسبتاً طولانی مانند دوره حضور حضور حاجی برای زیارت در عربستان تکرار شود، می توانند سبب غیرقابل مهار شدن بیماری گردند. برخلاف مشکل در بیماریهای حاد، علائم و نشانه های مهارگسیختگی بیماریهای مزمن لزوماً در طی دوره سفر ظاهر نمی شود. لذا اگر نگرش و رفتارهای مخل سلامتی در فردی در طی حج ایجاد ونهادینه شود، بعد از بازگشت برای سالهای طولانی او، خانواده اش و نظام بهداشت و درمان کشور درگیر عوارض جسمی این رفتارها گردیده، وباعث تنزل پیشرونده کیفیت و طول زندگی زائر خواهد شد.

با توجه به حساسیت این تهدید، هیئت پزشکی با آموزشهای خود در حوزه بیماریهای غیر واگیر و مزمن تلاش می نمایند که آنرا تبدیل به فرصت نمایند. در این راستا تلاشهایی است که درحوزه افزایش آگاهی زائرین از علل چاقی، بیماری قند، بیماریهای قلبی عروقی، آسم وبیماریهای تنفسی انسدادی ناشی از مصرف دخانیات و فشارخون صورت می گیرد. پزشکان کاروان برای مثال با شروع اولین جلسات توجیهی کاروانها و همزمان با انجام معاینات، هشدارهای لازم در رابطه با پرهیز از مصرف نوشابه، قند، نمک، دخانیات را داده، و از زائرین می خواهند تا داروهای مرتبط با مهار آن بیماریها را با خود به همراه داشته و به موقع آن داروها را مصرف نمایند. آموزش رعایت اصول ایمنی در مصرف درست تیغ در حلق برای پیشگیری از هپاتیت وایدز و همچنین آموزشهای پیشگیری از تصادفات رانندگی و ترافیکی، سوانح و حوادث دیگر (ناشی از بکارگیری نادرست آسانسورها، سرخوردن در حمامها و روی توالتهای فرنگی، ازدحام در هنگام طواف و رمی جمرات) وغیره نیز در همین راستا می باشد. بصورت مسلم و معلوم این مداخلات آموزشی و بهداشتی در درجه اول سبب کاهش مشکلات در زمان انجام سفر حج می گردد ولی علاوه بر آن برای سالها طولانی بعنوان سوغات سفر حج در ارتقاء سلامتی و کیفیت زندگی زائر تأثیرگذار خواهند بود. برکت این سوغات و دعای خیری که از آن برای آموزش دهندگان سبک درست زندگی حاصل می شود چیز کمی نیست. برهمین اساس کارشناسان معتقدند که پزشکان و مدیران کاروانها، و مدیریت حج و هیئت پزشکی باید همانطور که نسبت به بروز، شیوع و شدت بیماریهای حاد در حج حساسند، نسبت به پیشگیری از بیماریهای مزمن نیز حساسیت نشان دهند. درمان محوری متأسفانه شاخصه اصلی نظام آموزش پزشکی غربی رایج در کشور ما است. این برخلاف آموزشهای طب سنتی اسلامی است که محور اصلی آن پیشگیری و بهداشت است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 آبان1389ساعت 10:38 قبل از ظهر  توسط دکتر احمد فیاض بخش (استادیار دانشگاه)  | 

سلامتی در حج، حقوق زائر و چالشهای پزشک کاروان

تامین سلامتی از اصلی ترین حقوق زائرین در طول ایام کنگره عظیم حج است. درکنار استطاعت مالی، این استطاعت جسمی است که اصالتاً حج را بر هر مسلمان واجب می نماید. لذا از هرچه که مخل سلامتی و در نتیجه موجب عدم تداوم استطاعت جسمی زائرین باشد، باید تا حدامکان پرهیز نمود. بر این اساس اگر احتمال ضرر و خطر مسلم برای سلامتی حاجی وجود داشته باشد، از منظر پزشکی حتی نباید اورا تشویق به عباداتی مانند طواف و روزه مستحب نمود. افراط در انجام امور عبادی مستحب می تواند سبب آن شود که در زمان انجام اعمال حج تمتع، زائر توانایی همراهی با کاروان درانجام عبادات واجب ایام تشریق را از دست بدهد. با همین استدلال در مورد احتیاط در انجام امور مستحب، به درجه اولی افراط در انجام فعالیتهای بدنی برای انجام امور دنیوی مجاز نیست. همینطور مجاز نیست در صورت عدم وجود دلیل موجه، حاجی با عنوان کردن دلائلی مانند قدم زدن در معابر، در معرض بی خوابی طولانی، سرماخوردگی و یا گرمازدگی قرار گرفته، ویا اینکه بی مبالاتی اتفاق افتد در مورد تصادفات و حوادث ناشی از عبور و مرور غیر لازم در شهر به منظور خرید سوغات.

گرفتن سرویسهای متناسب با شأن و میزان پرداخت زائرین از اهم حقوق آنان در دوره سفر حج است. اسکان در مکانهای زیبا و نزدیک، و نوشیدن اشربه مطبوع و خوردن اطعمه لذیذ از جمله مواردی هستند که همه مدیران، زائرین و دست اندرکاران حج نسبت به آن دغدغه دارند. اما حفظ سلامتی حجاج مستلزم محدود کردن بهره مندی از خدمات فوق در حد متناسب با گروه سنی و جنسی هر فرد است، که این حد و میزان بصورت دقیق توسط کارشناسان و مشاورین تغذیه قابل محاسبه است. این کارشناسان معتقدند که مریض دیابتی نباید نوشابه شیرین گازدار بنوشد هرچند که مارک نوشابه شناخته شده و از نوع با کیفیت باشد. همینطور حجاج چاق، فشارخونی و مسن باید از تناول زیاد غذا پرهیز نمایند. این مشاورین مقایسه کمیت و کیفیت غذای آنها با حجم و نوع غذای زائرین سالمتر و جوانتر را نادرست می دانند. تداوم چنین مقایسه های عوامانه ای هرچند به ظاهر با عنوان حفظ حقوق زائر صورت گیرد، منجر به مصرف بیشتر از نیاز آنان، و درنتیجه تشدید مشکلات سلامتی در بیماریهای مزمن خواهد شد. در نگاه کارشناسی به حقوق زائرین، مهار مصرف بیش از حد قند، نمک و چربی در سالخوردگان توصیه می شود. اقدام برای متقاعد نمودن این گروه سنی برای کم خوردن مواد مضر در واقع را در راستای استیفای حقوق حجاج است و نه در تناقض با نیازهای ایشان.

شاید یکی از چالشهای اصلی پزشکان کاروانها در طول هفته های آتی متقاعد کردن زائرین برای رعایت اعتدال باشد. این رعایت ایجاب می کند که پزشک در فعالیتهای آموزش بهداشتی اش بر این نکته تأکید نماید که افراد با مشکلات سلامتی نباید سهمیه نوشابه و غذای خود را با سهمیه افراد سالم و جوان در کاروان مقایسه نمایند. اصلاح الگوی مصرف در این حوزه را می توان آغاز نمود با تشریح تفاوت مصداق کلمه «عدالت» با معنی کلمه «مساوات» در حوزه مصرف اطعمه و اشربه. ارائه آموزش به زبان ساده و عامه فهم به زائرین در این حوزه هنری است که ممکن است همه پزشکان کاروانها به یک اندازه این هنر را نداشته باشند. تلاش برای ارتقاء این توانمندی چالش و وظیفه ای است که خود پزشکان کاروانها و مدیران انها با آن روبرو بوده، و نسبت به آن مسئولیت دارند. پزشکان کاروانها امین و معتمد مردمند، و پذیرش بیشتر از کلام منطقی یک طبیب واقعی خواهند داشت در باره مواردی مانند رعایت بهداشت خوراک و پوشاک، و همینطور در مورد انتخاب سبک زندگی بهتر در حوزه های افزایش تحرک و ورزش، دوری از دخانیات و سایر مواد اعتیادآور، پرهیز از گرمازدگی و سرماخوردگی، پرهیز از مصرف بی رویه داروهای شیمیایی و حتی گیاهی، رعایت بهداشت در تراشیدن سر در منا و استحمام در ایام تشریق، رعایت اصول ایمنی در پیشگیری از حوادث رانندگی، سوختگیها و سایر سوانح برای مثال در رمی جمرات.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 12 آبان1389ساعت 9:53 قبل از ظهر  توسط دکتر احمد فیاض بخش (استادیار دانشگاه)  | 

حج بعنوان فرصتي براي تغيير باورهاي سلامتي

مقدمه

در «نظريه عمل استدلالي (Theory of Reasoned Action)» كه توسط مارتين فيشبين و آيسك آيژن در سال 1975 ارائه شد، تنها دو چيز بعنوان عوامل مؤثر بر اينكه كسي رفتار خاصي را بروز دهد يا خير به رسميت شناخته شده بود:

1.       نگرش مثبت (Positive Attitude) يعني اينكه فرد خودش از آنكار خوشش بيايد (كه اين فارغ از تصور فرد از احتمال خوشامد اطرافيان و جامعه است)

2.       درك و برداشت از هنجارها (Subjective Norms)» يعني آنكه فرد احساس كند كه سايريني كه براي او مهم هستند نيز احساس خوبي نسبت به بروز آن رفتار در او دارند (يا حد اقل از انجام آن رنجيده نخواهند شد).

اگر هردوي ايندو عامل دانشي، نگرشي و احساسي وجود داشته باشد، قصد انجام رفتار (Behavioral Intention) بصورت خودكار بوجود مي‌آيد، كه آنهم در نهايت به بروز رفتار جديد و عمل (Behavior) منجر خواهد شد. اما بعدها معلوم شد كه اين نظريه تنها در شرايطي کاربرد مطلق دارد که يك نوع قطعيت در مورد قدرت و توانايي براي اقدام وجود داشته باشد. آيژن و همکارانش با الهام گرفتن از نظريه مشهور به خود كفائي (Self-Efficacy Theory) سعي نمودند تا نقص نظريه قبلي را جبران نموده و لذا « نظريه رفتار برنامه ريزي شده (Theory of Planned Behavior)» را ارائه نمودند. اين نظريه كه از نگاه طرفدارانش كاملتر و كاراتر بود مواردي را نيز شامل مي‌شد كه اطمينان صددرصد در مورد احتمال موفقيت در صورت اقدام به عمل (Perceived Behavioral Control) وجود نداشت. در اين نظريه به اهميت ميزان کنترل ارادي بر روي رفتار تأكيد گرديده و تصريح شده بود كه وقتي ميزان کنترل ارادي بر يک رفتار کاهش يابد (يعني فرد عليرغم قصد رفتاري، توانايي انجام آن را نداشته باشد)، احتمال انجام آن عمل پائين خواهد آمد. بصورت خلاصه آنچه از برايند نظريات روانشناسي مذكور در حوزه علوم رفتاري (Behavioral Science) مي‌توان نتيجه گرفت آن است كه علاوه بر ملاحظه خوشامد خود و سايرين، فرد تنها وقتي به يك عمل اقدام خواهد نمود كه احساس كند قدرت انجام آن عمل در حوزه تواناييهاي جسمي و عقلي اوست. براي مثال اقدام براي بلند كردن يك وزنه سنگين وقتي عملي خواهد شد كه اولاً فرد احساس خوبي به وزنه‌برداري داشته باشد، دوماً تصور كند كه اطرافيانش هم از بلند كردن آن وزنه توسط او خوشحال خواهند شد، و نهايتاً اينكه، به درستي يا به غلط، ارزيابي مثبتي از قدرت بدني خود براي بلند كردن آن وزنه داشته باشد و به احتمال معقول پيش‌بيني كند كه وزنه بدست او بلند شدني‌است بدون آنكه به بدن او آسيبي وارد شود. هرچه وزنه در اين مثال سبكتر شود، احتمال وقوع يك رفتار بيشتر خواهد شد. در اين مثال بخوبي ديده مي‌شود كه وقتي نگرش و هنجارهاي ذهني ثابت باشند (در مورد وزنه‌برداري)، آساني يا مشکلي انجام يک رفتار (كه به سنگيني وزنه بستگي دارد) بر روي قصد آن رفتار اثر قوي خواهد گذاشت. وزن هاي نسبي اين سه سازه در جوامع مختلف و رفتارهاي مختلف متفاوت است. آيژن نظريه خود را چنين بيان کرد: فردي که درک بالايي از کنترل بر روي رفتار خود دارد، و قصد انجام آن رفتار نيز در او وجود دارد به احتمال فراوان آن کار را انجام خواهد داد. نظريات فوق با آنكه در بدو امر توسط روانشناسان ارائه شد، بتدريج در بسياري از ساير علوم انساني و اجتماعي نيز به آن اشاره گرديد. از جمله اين موارد مي‌توان علوم سياسي، اقتصادي، مديريت (بخصوص شاخه علمي رفتار سازماني) و آموزش (بصورت خاص شاخه‌هاي علمي آموزش پزشكي و آموزش بهداشت) را نام برد كه در آنها نظريات آيژن طرفداران بسيار دارد.

حج بعنوان فرصتي براي تغيير باورهاي سلامتي

در قسمت قبل اين نوشته به سه دسته اصلي از باورها بعنوان سبب‌سازان بروز رفتارها اشاره شد:  باورهاي رفتاري (Behavioral Beliefs) باورهاي هنجاري (Normative Beliefs)، باورهاي کنترلي (Control Beliefs). در مورد يك فرد، مجموعه باورهايش عامل اقدامات مختلف او براي ارتقاء، حفظ و يا تخريب سطح موجود سلامتي‌اش هستند. در مورد يك جامعه نيز، برآيند باورهاي سلامتي در يك جامعه، پيش‌زمينه برآيند سبك زندگي و رفتارهاي اجتماعي هستند. اين باورها، هرچند متفاوت، در تمام اقشار جامعه (شامل عوام و خواص) وجود دارند. هدف اصلي فعالان در حوزه تخصصي «آموزش بهداشت» اصلاح باورهاي  عوام (عموم مردم) در مورد عوامل ارتقاءبخش يا تخريب‌كننده سطح سلامتي مي‌باشد. به همين ترتيب در حوزه تخصصي «آموزش پرشكي» نيز، اصلاح باورهاي خواص (اطباء و ساير متخصصين در علوم پزشكي) در مورد اهميت و درجه اثرگذاري اقدامات بهداشتي و درماني متنوع در حوزه پيشگيريهاي اوليه، ثانويه و ثالثيه است. با توجه به مقدمات فوق در ادامه به دو پرسش اصلي پاسخ خواهم داد: تغيير باورهاي عوام و خواص در حج: آنچه كه هست، و آنچه بايد باشد.

باورهاي سلامتي عموم مردم

در نظام فعلي برگزاري حج تمتع، مشاركت گروهي اكثريت غالب حجاج براي انجام اين عمل عبادي در چارچوب يك كاروان (با جمعيت بين چندده نفر تا چند صدنفر) مي‌باشد. عليرغم وجود كاستي‌هاي متعدد در اين نظام، به نظر مي‌رسد محاسن آن (نسبت به اقدام خانوادگي يا فردي تك تك حجاج براي انجام امور مربوط به اين فريضه) بسيار بيشتر و يا حداقل بهينه باشد. به نظر مي‌رسد بدليل همين تجربه تاريخي است كه از سالهاي بسيار دور، نظام كارواني در ميان حجاج بيشتر كشورهاي دنيا شكل گرفته، و در بعضي كشورها مانند ايران بصورت فزاينده‌اي نهادينه شده است. بعبارت ديگر در مقايسه با بقيه سفرهاي غير عبادي و يا عبادي (مثل حج عمره يا سفر به عتبات و سوريه)، اقدامات گروهي و زندگي جمعي در اين سفر لازم‌تر و ضروري‌تر هستند. به نظر مي‌رسد با افزايش درك اهميت حج تمتع و ضرورت انجام گروهي آن در پس از انقلاب اسلامي، حاكمان دين‌محور جديد در كشور ما به تقويت سازمان حج و زيارت براي سازماندهي كاروانها در پرتو ارشادات امام فقيد (ره) پرداختند.

با توجه به تراكم روزافزون ميليونها متقاضي از سراسر دنيا براي حضور در محدوده‌هاي مكاني محدود (عرفات، مشعر، منا و مسجدالحرام) و در يك دوره زماني محدود (چهار روز ميان هشتم تا سيزدهم ذي‌حجه هرسال)، انجام فردي يا خانوادگي حج براي مشاركت‌جويان غيربومي و حتي بومي غيرممكن‌تر شده، و (در مقايسه با كمتر از نيم قرن قبل كه زير صدهزار نفر در سال در حج تمتع شركت مي‌نمودند) به محال نزديكتر مي‌گردد. از مزاياي اصلي نظام فعلي (يعني نظام كاروان محور)، فراهم‌شدن امكان تقسيم كار و امكانات محدود در ميان گروه حاضر از حجاج در يك كاروان مي‌باشد. براي مثال، مدير، روحاني، پزشك، آشپز وساير خدمه يك كاروان تمام مهارت و تجربه خود را براي سازماندهي نيازهاي ديني و معيشتي ساير حجاج در گروهشان بسيج مي‌نمايند، و البته اين بسيج نيروها تنها محدود به زمان برگزاري حج تمتع نبوده، از مدتها قبل تا بعضاً بعد از برگزاري حج بطول مي‌انجامد. نيازهاي ديني مردم عمدتاً متمركز بر تكميل دانش افراد از احكام عمره و حج تمتع بوده، و نيازهاي معيشتي شامل نيازهاي عاطفي و رواني، و همچنين نيازهاي جسمي در چهار حوزه اصلي «اقامتگاه و مسكن»، «تداركات و تغذيه»، «بهداشت و درمان» و «حمل و نقل» است. البته هر حاجي نيازهاي ديگري نيز ممكن است داشته باشد كه در حال حاضر در غالب نظام كاروان و يا در خارج آن در طي دوره حج به رفع آن نيازها اقدام مي‌نمايد (مثلاً در مورد اينكه از كجا سوغات و هديه براي عزيرانش تهيه نمايد، از هم‌كاروانيها و يا ساير حجاج و مراكز اطلاع‌رساني كسب تجربه ‌مي‌نمايد). اما زندگي در فضاي كاروان چه خصوصياتي داشته، و چگونه از فضاي زندگي فرد در ميان خانواده و در شهر وديار خود متفاوت است؟

در حال حاضر و حداقل در ميان بيشتر كاروانهاي ايراني، آنچه من مشاهده نمودم حضور فرد از چند ماه قبل از سفر در ميان جمعي است كه ممكن است از نگاه خود او بجز مشابهت در هدف (يعني انجام اعمال حج)، مشابهت و سنخيت ديگري از جهت فرهنگي، علمي، اقتصادي، عاطفي، سلائق معيشتي و حتي اعتقادات ديني (بجز فريضه حج) نداشته باشند. اين درحاليست كه در ساير سفرها، فرد آزادي عمل بيشتري براي انتخاب جمع مشابه با خودش دارد. اين عدم قدرت براي انتخاب افراد هم‌سنخ و اجبار براي همراهي با افراد با باورها و سبك زندگي بسيار متفاوت (همراهي گاهگاهي قبل و بعد از سفر و زندگي شبانه روزي با آنها در طي حدود يكماه حضور در سفر)، ضمن اينكه بعنوان يك عامل استرس شديد، مي‌تواند به يك «تهديد سلامتي» تبديل شود، در صورت يك مديريت صحيح مي‌تواند بعنوان يك فرصت نيز تبديل گردد. مديريت صحيح در اينجا به معني توانمند نمودن افراد براي نگاه مثبت به تغييراتي است كه در اطراف خود (نسبت به زندگي عادي) مشاهده مي‌نمايند. بعبارت ديگر مديريت صحيح شامل توصيه حجاج به پرداختن به قسمت پر ليوان، و عدم اشتغال مفرط و مخرب به قسمتهاي خالي و دلتنگيها (ناشي از ترك فضاي قديم و اطرافيان آشنا) است. در اين صورت است كه براي حجاج در معرض خطر ناشي از استرسهاي شديد، حج تمتع از يك تهديد به فرصتي براي تغيير آنها به انسانهاي سالمتر مبدل مي‌گردد. سلامت در اينجا هم جنبه معنوي دارد و هم معيشتي. بعبارت ديگر، حاجي موفق كسي است كه از حج براي ارتقاء روح، روان و جسم استفاده نمايد. يك بدن سالم، بستر لازم براي يك روان و روح سالم و آماده براي انجام اعمال و فرائض حج است. اگر براي مثال بدن نتواند شرائط جديد در چهار حوزه اصلي معيشتي مذكور در بالا («اقامتگاه و مسكن»، «تداركات و تغذيه»، «بهداشت و درمان» و «حمل و نقل») را تحمل نموده و با نتواند با آنها و با ساير انسانهاي جديد هم‌كارواني‌اش سازگار شود، بالتبع در انجام درست وظائف ديني‌اش در حج قصور خواهد نمود. اما سازگاري در اينجا به معني پذيرش كامل سبك زندگي جديد نيست. منظور ما از سازگاري عمدتاً متوجه به قسمتهاي نادرست از باورهاي فرد در زندگي عادي (و رفتارهاي ناشي از آنها) است كه سلامتي جسمي، رواني و روحي را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد. بعبارت ديگر، هر فرد ممكن است در زندگي عادي دست به اقداماتي بزند، كه از مضر بودن آنها آگاهي نداشته، و يا اگر هم داشته باشد، تغيير آنها را برخلاف باورهاي هنجاري (يعني پذيرشهاي اجتماعي) يا باورهاي كنترلي (يعني اينكه توانايي ترك آنها را دارد) بداند. فرصت نسبتاً طولاني حج نسبت به ساير سفرها از يكسو و انسانهاي جديد و بخصوص غريبه بودن آنها از سوي ديگر مي‌تواند باعث مي‌شود تا حجاج با قدرت و استقامت بيشتري به مقابله باورهاي نادرست و اصلاح رفتارهاي مخل سلامتي اقدام نمايند. براي مثال يك حاجي سالمند و گرفتار بيماريهاي مثل آسم، ديابت و فشارخون، اگر در هنگام حضور خانواده تمايل و يا توانايي «نه گفتن» به خوردن غذاها و نوشيدني‌هاي شيرين و چرب، و يا كشيدن سيگار را نداشته باشد، با توجه به امكانات موجود در كاروانها مي‌تواند درخواست تأمين غذاهاي مناسب و كمك آنها براي ترك يا كاهش مصرف دخانيات را بنمايد. در حوزه مسكن و همچنين حمل و نقل نيز، فضاي حج فضاي دور شدن از امكانات رفاهي افراطي (مانند اتومبيل شخصي) و فضاي اقدام به تحرك در حد مناسب (براي مثال در هنگام انجام طواف مستحب) است. براي مثال، باآنكه نبايد كسي نيت و قصد انجام ورزش را در هنگام طواف داشته باشد (يعني بايد اصالتاً و بدواً قصد عبادت و تحصيل ثواب را داشته باشد)، آگاهي از اينكه طواف تحرك اورا خواه ناخواه بالاتر برده و سبب بهبود مشكلات سلامتي ناشي از كم تحركي خواهد شد، احساس، نگرش و انگيزه او را نسبت به اين عمل عبادي بهتر نموده، و علاوه بر آن بدن اورا براي ادامه اين رفتار مناسب براي سلامتي (يعني براي ادامه پياده‌روي روزانه بعد از بازگشت از حج) آماده خواهد نمود.

باورهاي خواص (اطباء و ساير متخصصين در علوم پزشكي) در مورد اولويت اهميت و قدرت اثرگذاري اقدامات بهداشتي و درماني رقيب

عموم و عوام مردم بيشتر از هر قشر ديگري پزشكان و گروه پزشكي را بعنوان مسئولان اصلي حفظ سلامتي مردم مي‌دانند. آنان انتظار دارند كه وزارت بهداشت و واحدهاي تابعه آن، ضمن ارائه خدمات سلامتي (بخصوص خدمات درماني كه بعداز شروع فرايند بيماريهاي گوناگون ارائه مي‌شود)، از پيشرفت بيماريها جلوگيري نموده، و حتي سبب برگشت بيمار به حالت سلامتي كامل قبل از شروع مرض گردند. اين مردم كمتر به اهميت اقدامات پيشگيرانه سطح اول كه در قبل از شروع فرايند بيماريها آغاز مي‌شود واقف هستند. در مقابل از گروه پزشكي و خواص اين انتظار مي‌رود كه باورهايي غير از باورهاي شايع در عوام داشته، و سعي نمايند تا بجاي دارو و درمان محوري، به بهداشت بيشتر اهميت داده و از اين راه، سبب پيشگيري از آغاز بيماريهايي كه عامل ايجاد آنها شناخته شده است، گردند. اين درحالي‌است رفتار گروه قابل توجهي از پرسنل پزشكي در تقابل با اين اعتقاد تخصصي و علمي است. به نظر مي‌رسد در مورد اين دسته از خواص، اقبال به بروز رفتارهاي تشخيصي و درماني سودآور، مي‌تواند منشأ كاملاً اقتصادي داشته، و يا ممكن است بعلت گرفتار شدن در روزمرّگي و عدم فرصت براي انديشيدن و سنجش اقدامات باليني‌شان بر اساس آخرين شواهد پژوهشي و علمي باشد. فرصت حج براي كسانيكه بعنوان پزشك كاروان يا هيئت پزشكي اعزام شده‌اند فرصت مغتنمي است براي تجربه «عملكرد و پزشكي مبتني برشواهد (Evidence Based Medicine and Practice)». اين گروه از كادر درماني مي‌توانند در موسم حج به اصلاح باورهاي رفتاري، هنجاري و كنترلي خود اقدام نموده، و بدور از انگيزه‌هاي نهادينه شده اقتصادي در فضاي بيمارستان و يا مطب خصوصي‌شان، شروع به انجام اقداماتي نمايند كه باعث پيشگيري از آغاز بيماريها و ورود عوامل بيماري‌زا به بدن حجاج گردد.

فهرست منابع 

Ajzen, I., & Fishbein, M. (1980). Understanding attitudes and predicting social behavior. Englewood Cliffs, NJ: Prentice-Hall

Fishbein, M., & Ajzen, I. (1975). Belief, attitude, intention, and behavior: An introduction to theory and research. Reading, MA: Addison-Wesley

     Ajzen, I. (1985). From intentions to actions: A theory of planned behavior. In J. Kuhl & J. Beckmann (Eds.), Action control: From cognition to behavior. Berlin, Heidelber, New York: Springer-Verlag

Ajzen, I. (1991). The theory of planned behavior. Org. Behav. Hum. Decis. Process. 50, 179-211

  Armitage, C.J., & Conner, M. (2000). Efficacy of the theory of planned behavior: a meta-analytic review. British Journal of Social Psychology, 40, 471–499

Ajzen, I., & Fishbein, M. (2005). The influence of attitudes on behavior. In Albarracin, D., Johnson, BT., Zanna MP. (Eds.), The handbook of attitudes, Lawrence Erlbaum Associates 

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 بهمن1388ساعت 5:52 بعد از ظهر  توسط دکتر احمد فیاض بخش (استادیار دانشگاه)  | 

مطالبی در مورددلائل و حواشی کاندیداتوری من در انتخابات نظام پزشکی

آنچه در ادامه خواهد آمد، متن مقاله من در ویژه نامه نشریه «طب و درمان» است که قرار بود دیروز به مناسبت انتخابات سازمان نظام پزشکی چاپ شده، و برای اعضاء این سازمان مهم و بزرگ ارسال شود:

چرا با اميد به حضور در ائتلافها در انتخابات نظام پزشکي کانديد شده ولي نهايتاً عليرغم تخصص در سياست گذاری سلامت بصورت مستقل نيز براي خود تبليغ مي نمايم؟

اخيراً نقل قولي از رئيس كل محترم فعلي نظام پزشكي كشور در رسانهها انتشار يافت كه در آن بر چند نكته تأكيد شده بود: آزادي انتخابات، پيشقدم شدن و نامزدي افراد واجد شرائط، مشاركت بالا و پرشور پزشكان (اعم از عمومي و متخصص) در انتخابات. در نهايت با اشاره به اينكه نظام پزشكي فقط يك تشكل صنفي نيست و با تغيير قانون اختيارات آن در سال 1383، به يك نهاد مهم و پرقدرت سياستگذاري در بخش درمان كشور مبدل گرديده، چنين نتيجهگيري فرموده بودند كه اگر تمامي شرائط مذكور در سخنان ايشان رعايت شود، نتيجهاش تأمين منافع بهحق جامعه پزشكي و ارتقاء وضعيت سلامت مردم است (منبع براي مثال: روزنامه جام جم مورخ 5 ديماه 1387 صفحه 14 در مقاله «پزشكان و انتخابات پيشرو»). در اينجا در مقام تحليل درستي انتساب مطالب اينچنيني به ايشان، يا اثبات درستي فهم خود از گفتههاي نقل شده، يا (در صورت درستي انتساب و فهم،) در پي تحليل صحت جمعپذيري چنين صغري و كبريها، و مقدمه و مؤخرههايي نيستم. همه ميدانند كه در صورت ورود افراد واجد شرائط لزوماً آنها انتخاب نخواهند شد، هرچند كه مشاركت بالا و انتخابات آزاد باشد. اگر وجود صحت دلائل فقط قسمتي از اتهامات گروههاي رقيب در دورههاي متعدد گذشته در مورد بيكفايتي افراد پيروز در انتخاباتهاي نظام پزشكي در هردوره در بعضي شهرها را بپذيريم، و بپذيريم كه حداقل در يكي از موارد صحت اتهامات به افراد پيروز، انتخابات كاملاً آزاد بوده است، بصورت غير مستقيم ميتوانيم چنين نتيجهگيري نمائيم كه در انتخاب، غير از تخصص، ساير موارد مانند قدرت تبليغ، تيپ شخصيتي، قدرت سياسي و چانهزني، هوش عقلي و هيجاني، و حتي احتمالاً بسياري از عوامل منفي فرهنگي و نامطلوب ديني واخلاقي ديگر در منتخبان نيز تأثيرگذارند، ويا اينكه عوامل محيطي مانع عمل صحيح منتخبان واجد شرائط گردند. شايد بسياري لزوم وجود نهادهاي نظارتي استصوابي در هر انتخاباتي را بر اين مبنا توجيه مينمايند.  اما براساس تجارب جهاني به نظر ميرسد كه در مجموع، نسبت منافع به مضرات در نظامهاي انتخابي بيشتر از نسبت منافع به مضرات در ساير روشهاي انتخاب حاكم و حاكميت است. مشاركت بالاتر اعضاء در انتخابات انجمنها، مجموعهها و جوامع انساني ، احساس مالكيت نسبت به حكومت را در اعضاء و شهروندان بيشتر نموده، و در نهايت احتمال اطاعت آنها از سياستهاي درست و تصميمات تصويت شده توسط حكام منتخب را بيشتر خواهد نمود.

اما تأكيد اينجانب در اين مقال، روي نكته مربوط به «نامزدي افراد واجد شرائط» در سخنان رئيس كل محترم نظام پزشكي و ديگر بزرگان در عرصه درمان و پزشكي كشور است. عبارت «واجد شرائط» مانند واژههاي «زيبا و زيبائي»، كاملاً فردي هستند و درچشم بينندگان مختلف، بصورت كاملاً متنوع و متغير قابل تعريف ميباشند. شايد يكي از بهترين راههاي توافق در مورد معني واژههاي كيفي و انتزاعي (Subjective) از اين دست، بصورت تاريخي  تلاش براي خرد كردن برداشتهاي كلي به برداشتهاي جزئي و كمي نمودن برداشتهاي جزئي بوسيله شاخصهاي سنجشي مرتبط است. براي مثال ميتوان به عينيتر (Objective) نمودن واژه «واجد شرائط» از راه تعريف شاخص در حوزه تعهد وتخصص اقدام نمود. براي مثال در مهارت و يا «واجد شرائط بودن» پدرم، مرحوم شهيد دكتر محمد علي فياضبخش، در حوزه تخصصي پزشكي ارتوپدي و جراحي عمومي، بسياري به شاخص تحصيلي ايشان در دانشگاه تهران (تحت نظر مرحوم پروفسور عدل در بيمارستان سينا بعنوان مهمترين سانتر آموزش جراحي  ايران در آن زمان)  اشاره مينمايند. اين يك شاخص كمي و قابل توافق عمومي است. اما ميزان تعهد و تخصص، و در نتيجه «واجد شرائط» بودن ايشان براي انجام اعمال جراحي بوسيله ساير شاخصها نيز احتمالاً قابل اثبات ميباشند ولي ممكن است در فهم و اندازهگيري آن شاخصها توافق عمومي مانند شاخص محل تحصيل و گذراندن دوره تخصصي مرتبط وجود نداشته باشد. براساس ماده 2 آخرين قانون نظام پزشكي (مصوب سال 1383)، از وظائف اصلي آن حفظ و حمايت «همزمان» از حقوق بيماران (مصرفكنندگان دارو، ساير محصولات وخدمات) و از حقوق شاغلان حرف پزشكي (بيمهگرها، توليد كنندگان و توزيعكنندگان) است. هر چند در اينجا بدنبال اثبات و يا رد مباني تئوريك در بستر چنين قوانين مصوبي نيستم، و نميدانم چگونه ممكن است «در تمام موارد بصورت همزمان» از منافع دو گروه متقابل در بازار سلامت بصورت كامل حفاظت و صيانت نمود، در اينجا فرض را بر آن ميگيرم كه اهداف سلامتي جامعه از طريق اجراي درست چنين قوانيني قابل حصول خواهند بود.  در اين صورت، همانطور كه در اتاقهاي عمل بايد جراحان با مدرك رسمي و معتبر حضور داشته باشند (و نه ساير گروههاي تخصصي و فوق تخصصي داخلي پزشكي)، يكي از بديهيات حضور در مسند مديريت عالي سازمان نظام پزشكي و وزارت بهداشت توسط افراد صاحب دكتري PhD، تخصص ويا ساير مدرك بالاي رسمي از دانشگاههاي معتبر در رشتههايي مانند آنچه در ادامه خواهد آمد ميباشد: «مديريت خدمات بهداشتي درماني»، «اقتصاد سلامت»، «سياستگذاري سلامت»، «پزشكي اجتماعي»، «طب كار»، «آمار و اپيدميولوژي»، «جامعهشناسي پزشكي»، «حقوق پزشكي»، و حتي «مديريت عمومي، اقتصاد محض، علوم سياسي، سياستگذاري عمومي، حسابداري، حقوق و غيره». متأسفانه سالها است كه در نهادهاي مهم سياستگذاري، پزشكان غير متخصص در گرايشهاي فوقالذكر (ولي بسيار دلسوز و متعهد) به تصويب قوانين و اجراي آنها اقدام نمودهاند. طبيعي است كه بصورت اتفاق ممكن است كه نتايج خوبي هم گرفته شده باشد (كما اينكه يك فوق تخصص نوزادان اتفاقاً يك جراحي پيچيده در چشم بيماري را درست انجام دهد)، ولي در خيلي موارد در نهايت نتيجه زحمات شبانهروزي غير متخصصين و تلاشهايشان به مصابه «گذاشتن خشتهاي فراوان بر ديوار كج تا ثريا» ميباشد. بسياري از متخصصين رشتههاي سياستگذاري، قوانين و سياستهاي تفكيك دانشگاههاي علوم پزشكي و ادغام آنها را در نظام ارائه خدمات بهداشتي درماني، آموزش پزشكي فله اي پزشكان عمومي و توليد انبوه متخصص در دانشگاههاي دولتي و آزاد، و نهايتاً تصويب همين قانون اخير نظام پزشكي را از مصاديق چنين دوستيهاي خاله خرسه توسط افراد با نيتهاي خير ميدانند. ممكن است كارشناساني تقابل شديد وزيران بهداشت و رفاه (بخصوص مديران بيمههاي درماني دولتي) با مديران سازمان نظام پزشكي و گروهي از پزشكان پرنفوذ در بخش خصوصي، و يا ايجاد و عميقتر شدن شكاف بين منافع شاغلين گوناگون حرف پزشكي در اثر تصويب قانون اخير را بكلي نفي نمايند، و دلائلي دال بر عدم احتمال ايجاد تضاد بين منافع در گروههاي ذيل الذكر در آينده هم داشته باشند: براي مثال تضاد منافع ميان متخصصين در مقابل پزشكان عمومي، متخصصين جراح در مقابل متخصصين بيهوشي و ساير متخصصين، پزشكان جراح صاحب سهم قابل توجه در بيمارستانهاي خصوصي در مقابل ساير پزشكان متخصص و عمومي، جراح و غير جراح، پزشكان با داروسازان و ساير شاغلين غير پزشك در بازار خدمات بهداشتي و درماني. ولي اگر مقدار بسيار كمي از تضادها هم در واقع اتفاق افتاده باشد،  عملاً اثباتگر اين موضوع است كه آن حفظ و حمايت «همزمان» از حقوق بيماران و تمام شاغلان حرف پزشكي بعنوان هدف قانون اخير امكانپذير نيست.
اگر ناكارامدي قانون فعلي نظام پزشكي براي گروهي اثبات شده، روش اصلاح آن ايجاد فرصت ارائه پيشنهاد به گروهي غير متخصص جديد در طي انتخابات آتي نيست. به نظر ميرسد، همانگونه كه پزشكان متخصص حق دخالت در حوزههاي باليني غير مرتبط با خود را (مگر در هنگام ضرورت) ندارند، و به درجه اولي غيرپزشكان در امور پزشكي دخالت نمينمايند (و به نظر بعضي حتي اگر غيرپزشك كه در طب مكمل يا سنتي اسلامي صاحب تخصص، سبك، تجربه يا مطالعات عميق باشد، حق عضويت در سازمان ودخالت در امور درماني ندارد)، غير متخصصين نيز نبايد در جايگاههاي سياستگذاري كلان مانند وزارت بهداشت، وزارت رفاه، رياست دانشگاههاي علوم پزشكي، سازمان نظام پزشكي، كميسيونهاي مرتبط در مجلس شوراي اسلامي، و غيره قرار گيرند. منطقيترين راه حضور پزشكان در نهادهاي سياستگذاري در صورت تمايل و ضرورت شديد، متخصص شدن آنها در رشتههايي مانند سياستگذاري، مديريت، اطلاعرساني، اقتصاد، و سايرعلوم انساني مرتبط و فوقالذكر است. البته متخصص شدن هم بايد قبل از اشغال مقام و نه درحين انجام آن صورت بگيرد. افراد علاقمند به امور مديريتي بايد به گذراندن جدي دورههاي PhD و يا حداقل MPH، و حضور كامل و فعال در دورههاي آموزشي بلندمدت و رسمي از اين دست در دانشگاههاي معتبر داخلي و خارجي اقدام نمايند (حضور فرماليته و گرفتن مدرك از راههاي ميانبر نيز چارهساز نيست). ممكن است ادعا شود كه افرادي ذاتاً استعداد مدير شدن و سياستگذاري را بعنوان يك هنر و نه يك علم دارند، و يا از راه مطالعات آزاد و يا بخاطر حضور طولاني در مديريت دولتي و يا خصوصي، بيش از افراد صاحب مدرك رسمي در حوزههاي مرتبط از علوم مربوطه ميدانند، و لذا مجوز ادامه حضور به خود و دوستان خود در حوزههاي تخصصي رسمي ولي غير مرتبط را بدهند. در اين حالت براي مثال ميتوان به ساير افراد (كه احياناً سواد خواندن ونوشتن را هم ندارند) نيز مجوز داد كه در صورت حضور غيرقانوني و طولاني در اتاق عمل جراحي، و كسب تجربه در جراحي بصورتهاي غير علمي ولي از روي ضرورت، حتي پس از تربيت و حضور تعداد كافي از جراحان حاذق در دانشگاههاي متعتبر، به ادامه كار مشغول باشند (بدليل اينكه براي مثال مطالعه آزاد داشتهاند، يا اينكه آنها گناه دارند چون بيكار ميشوند، يا اينكه خودشان از عملكرد خودشان راضي هستند، يا اينكه حتي بيماران از عملكرد آنها رضايت دارند). در تمام اين موارد دولت و نظام پزشكي موظف به تعطيل نمودن اقدامات باليني چنين افرادي هستند.
جالب اينجاست كه در انتخابات نظام پزشكي اخير، در ائتلافهاي متعدد با گرايشهاي جناحي و تخصصي متنوع، اسم اينجانب مورد حمايت جمع زيادي از دوستان دلسوز قرار گرفت. در بسياري از موارد با حضور اينجانب در فهرست تنها به اين دليل مخالفت شد كه هيچيك از نيروهاي متخصص و پزشكان عمومي تشكليل دهنده ائتلاف، با مدرك تخصصي دكتري PhD و كارشناسي ارشد اينجانب (كه بعد از مدرك MD در پزشكي عمومي) از بهترين دانشگاههاي خارجي گرفته شدهاست، آشنا نبودند، و يا ارادتي به حرفه اينجانب (در دانشكده پزشكي، پيراپزشكي و يا بهداشت عمومي دانشگاه تهران بعنوان مدرس در دروس و رشتههايي مانند سياستگذاري سلامت، اقتصاد بهداشت، مديريت و برنامهريزي خدمات بهداشتي درماني، مديريت رفتار سازماني، سيستم اطلاعرساني، مديريت اطلاعات كتابخانهاي، مديريت پروندههاي پزشكي، سيستمهاي اطلاعات مديريت، آموزش بهداشت و ارتقاء سلامت، بهداشت محيط، بهداشت حرفهاي و طب كار، اپيدميولوژي) نداشتند (احتمالاً با اين توجيه كه اينها از تئوريهايي با دانشجويانشان در مقاطع كارشناسي، كارشناسي ارشد، دكتري، دكتر حرفهاي و رزيدنتي در رشتههاي فوق حرف ميزنند كه قابل عمل نيستند).بعضي كه با رشته آشنايي و ارادت داشتند نيز نميدانستند بايد براي من در ائتلاف از سهميه پزشكان متخصص خرج نمايند يا از سهميه پزشكان عمومي! در نگاه گروه اول از كارشناسان، احتمالاً فاصله بين تئوري و عمل در ساير تخصصهاي پزشكي وجود ندارد، و تنها تخصص كانديداهايي مانند اينجانب دچار چنين مشكلاتي است.
توصيه اينجانب به افرادي كه چنين استدلالات سستي را بدون تبعيض نپذيرفته، و در تمام موارد به رشتههاي علمي و صاحبان مدرك رسمي آن رشتهها احترام ميگذارند آنست كه در انتخابات نظام پزشكي كساني را انتخاب نمايند كه تصور درست و عالمانه از مقولات ذيل داشته، و عليرغم داشتن فوق تخصص يا تخصص در يك رشته داخلي يا جراحي، در باره موارد زير عاميانه و عوامانه نظر ندهند:
• تعريف مفيد، عملگرايانه و عملياتي از واژه هاي تندرستي، سلامتي رواني و روحي، بيماري و احساس بيماري، نياز به درمان و پيشگيري، تقاضا براي درمان و پيشگيري، بازار و قوانين اقتصادي آن (ميان عرضه و تقاضا، توليد و مصرف کالا و خدمات)
• ارتباط بين فرد سالم و جامعه سالم
• ارتباط بين سلامتي در يك لحظه و مقطع زندگي، و سلامتي در طول عمر
• ارتباط بين پزشكي فردنگر، جامعهنگر، و مبتني بر جامعه
• لايههاي مختلف پيشگيري و اقدامات پيشگيرانه در نظام ارائه خدمات بهداشتي درماني
• ارتباط بين استقرار كامل نظام ارجاع و بهينه سازي (Optimization) حفاظت همزمان از منافع كليه ذينفعان (بيماران، بيمهها و ارائهكنندگان خدمات)
• شاخصهاي اصلي سلامت، توسعه و فقر در سطح اجتماعي (كه در سطح بينالمللي و بر اساس مدارك نهادهايي مانند سازمان ملل يا سازمان بهداشت جهاني مقبوليت و كارامدي آنها به اثبات رسيده است. براي مثال تعيين کننده ها و شاخصهاي اجتماعي سلامت و اهداف توسعه اي هزاره)
• ارتباط بين شاخصهاي كميت، كيفيت و رضايب از كميت و كيفيت سلامتي در طول زندگي
• نحوه محاسبه شاخصهاي فوق
• نحوه برنامهريزي، طراحي سياست، اجرا، پايش و ارزشيابي برنامهها و سياستهاي سلامتي براي ارتقاء شاخصهاي مقبول و قابل محاسبه در حوزه توسعه و سلامت اجتماعي
• ارتباط ساير بخشها (غير از بيمارستان و پزشكان) با فقر، توسعه و سلامت اجتماعي، و ميزان تأثير هريك از بخشها بر مقولات گفته شده

در اين صورت است كه از احتمال ادامه سياستهاي و هدفگذاريهاي نامطلوب در موارد ذيل تا حدودي پيشگيري خواهد شد: براي مثال درحوزه تربيت نيروي پزشكي مازاد، بيكاري در حرف پزشكي، خطاهاي درماني، تقاضاهاي ايجادشده توسط ارائهكنندگان براي اقدامات تشخيصي، درماني و توانبخشي غيرضروري، ورشكستگي ارائهكنندگان خدمات هزينهاثربخش، و موفقيت اقتصادي ارائهكنندگان خدمات بهداشتي درماني مخل سلامتي فردي و اجتماعي (هرچند كه در ارائه آن خدمات از تكنولوژي فوقجديد و فوقتخصصي استفاده شده، و مديران در ارائه آنها ژست رعايت اصول «حاكميت باليني (Clinical Governance) و تعالي باليني (Clinical Excellence)» را گرفته، و از الفاظ شيك و دهانپركني مانند آن استفاده نمايند).
دكتر احمد فياضبخش (عضو هيئت علمي و استاديار، گروه علوم مديريت و اقتصاد بهداشت، دانشكده بهداشت، دانشگاه علوم پزشكي تهران)


ارائه نظرات (مخصوصا در تایید) فراموش نشود! برای ارائه نظرات ارزشمندتان روی پیوند مربوطه در زیر کلیک فرمائید
+ نوشته شده در  سه شنبه 22 دی1388ساعت 10:46 قبل از ظهر  توسط دکتر احمد فیاض بخش (استادیار دانشگاه)  | 

سلسله گفتاري با عنوان «حج، فرهنگسازي و مسئوليتهاي ما»

گفتار اول: مقدمه 

امام راحل در يك تعبير زيبا نماز را با يك كارخانه انسان سازي تشبيه مي‌نمايند (صحيفه نور، ج12، ص148). ولي آيا حج هم مي‌تواند يك كارخانه انسان سازي باشد. به نظر مي‌رسد در ابعاد معنوي، معرفت و شناخت انسان نسبت به خود و امت اسلامي و شناخت عظمت خداوند مهمترين هديه حج است. حج دانشگاه انسان‌سازي و مدرسه تقرّب به خداست. انسان داراي يك بعد آسماني و يك بعد زميني است. در هردو جنبه روحي و جسمي، انسان را مي‌توان به يك كتاب الهي تشبيه كرد كه خداوند تنها يك نسخه از آن را چاپ كرده، و دليل اين مدعي آن است كه انسان‌ها با يكديگر متفاوتند و به محركهاي محيطي، گوناگون واكنش نشان مي‌دهند. در كارخانه انسان‌سازي حجي كه بصورت مطلوب انجام شود، انسان طبيعي تبديل به انسان الهي مي‌شود و جنبه آسماني او بر بعد زميني‌اش برتري مي‌يابد. از علائم بالاتر رفتن جنبه آسماني بر جنبة زميني، مقيدتر شدن فرد مورد نظر به دستورات ديني و چهارچوبهاي پذيرفته شده فرهنگي است. با نگاه به منابع موجود در اين حوزه، به نظر مي رسد در مورد تعاريف دين و فرهنگ، و ارتباط آنها با يكديگر تنها يك توافق نسبي وجود دارد. براي مثال به نظر مي رسد كه تنها در يك محيط و فضاي فرهنگي مناسب است كه انجام اعمال عبادي مساعد كننده وضعيت روحي، ديني و معنوي قابل انجام هستند، و بالعكس، در يك جامعة ديندار و دينمدار، ارتقاء فرهنگي سهل الوصولتر خواهد بود. حال كه تاحدودي ارتباط بين مقولات مورد اشاره مشخص شد، در ادامه به ارائه پاسخ در مورد سؤالاتي مانند آنچه در ادامه خواهد آمد اشاره خواهيم نمود:

•    تفاوت تعريف دين و فرهنگ در سطح فردي و دين و فرهنگ در سطح اجتماعي (مثلاً گروه افراد در يك كاروان حج)؟
•    چه شاخصهايي براي سنجش وضعيت ديني و فرهنگي وجود دارد، و بر اساس آنها چگونه ارتقاء وضعيت ديني و فرهنگي از وضع موجود به سمت وضع مطلوب سنجيده مي‌شود؟
•    علاوه بر مسئوليت فردي هر انسان براي حفظ وضعيت سالم معنوي، ديني و فرهنگي خود، و مراقبت بر عدم انتشار كاستيهاي روحي در ديگران، در سطح حاكميت، مسئوليت اصلي براي حفظ و ارتقاء فرهنگي بعهده چه كس يا نهادهايي است؟ بعبارت ساده تر، علاوه بر وزارت فرهنگ و ارشاد، كدام قسمت از دولت ها در اين زمينه ها مسئول فرهنگسازي در مردم هستند.


گفتار دوم:  تعريف سلامتي ديني و فرهنگي

دين و فرهنگ برخلاف ظاهر روشن آن يك تعريف واحد مورد پذيرش همگان ندارد. در يك تعريف عملياتي، سلامتي ديني و فرهنگي يعني وضعيتي كه در آن فرد مورد نظر از علائم و نشانه هاي بيماريهاي روحي مختلف و انجام دستورات صريح ديني و فقهي عاري است. يك پيشفرض ناگفته براي يك انسان عاري از علائم و نشانه‌هاي مرضي، آنست كه او يا يك فرد متخصص وضعيت او را با سايرين در گروه سني، جنسي و اجتماعي مشابه مقايسه كرده، و در نتيجه از جهت فرهنگي،  ديني و يا اجتماعي، دليلي براي شكايت از وضعيت او نمي‌بيند. بعبارت ديگر، عليرغم آنكه ممكن است بعضي ديگر از متخصصين، روح او را در وضعيت نيازمند به اقدامات درماني تشخيص دهد، او دليلي براي شكايت از وضع موجود در روح و روان خود، و اقدام براي اصلاح نبيند. بعبارت ديگر سلامتي ديني و فرهنگي يك امر انتزاعي است، و احساس آن به شرائط محيطي و بيروني زندگي يك انسان نيز بستگي دارد. علاوه بر آنچه در بالا گفته شد، سلامتي ديني و فرهنگي احساسي است كه در تمام لحظات زندگي يك انسان بايد وجود داشته باشد. بعبارت ديگر، افراد سالخورده‌اي كه در حال حاضر احساس قرار داشتن در وضعيت ديني وفرهنگي مناسب مي‌نمايند، ممكن است در دوران گذشته زندگي خود، در مقاطعي مانند زندگي نوجواني و بلوغ، جواني و يا ميانسالي، شرائط قرار داشتن در وضعيتهاي نامطلوب ديني و فرهنگي را بخاطر بياورند.  اين بدان معناست كه سلامتي روحي انسانها هم روي يك طيف از جهت تقيدات مختلف ديني و فرهنگي قابل بررسي مي‌باشند و هم از جهت وضعيت احساسي در طول عمر. بعبارت ديگر، يك انسان ممكن است در برهه اي از زندگي بيشتر گرفتار گناه دروغ باشد، در شرائط ديگري آن مشكل دين و فرهنگي را خاص را نداشته باشد ولي بيشتر گرفتار ريا، عجب، غيبت، غضب، حسادت، مقام پرستي، تجميع بي قيد مال و ثروت، آلودگيهاي چشمي و يا شهواني گردد، ولذا اقدامات مناسب با اين كمبودهاي ديني و فرهنگي را لازم داشته باشد. در بعضي متون ديني ما شيعيان به وجود انسانهايي كه در تمام لحظات زندگي سلامت مذهبي، فرهنگي و معنوي داشته اند اشاره شده، ولي مصاديق آنها بسيار معدود و شامل صديقه طاهره حضرت فاطمه زهرا (س)، ائمه معصومين عليهم السلام و پيامبران اولوالعزم (ص) هستند كه به اين خاطر اصطلاحاَ به آنها عنوان معصوم داده اند.

تفاوت تعريف سلامتي فرهنگي در سطح فردي و سلامتي فرهنگي در سطح اجتماعي

اما يك بعد، جنبه و جهت سوم نيز براي سلامتي ديني و فرهنگي مطرح است كه در ارزيابي سلامتي در سطح اجتماعي مطرح مي‌شود. اين بدان معناست كه اگر بر فرض محال بتوان فردي را مشاهده نمود كه در تمام لحظات زندگي از بدعمليها، بداخلاقيها، و منهيات ديني و فرهنگي مذكور در بالا بدور بوده، محال است كه بتوان فرض نمود كه تمام انسانهاي حاضر در اطراف فرد مورد نظر (شامل والدين، برادران و خواهران، همسر و فرزندان، دوستان، آشنايان و همكاران او) نيز همگي مداوماً ازچنين شرائط ايده‌آليستي برخوردار بوده باشند. در طی حج، يك مثال واضح در مورد آنچه گفته شد تعريف حاجي فرهنگي و ديندار، و كاروان فرهنگي و ديندار مي‌باشد. كاروان مطلوب آنست كه تمام افراد حاضر در آن در تمام لحظات حضور خود در سفر حج عملكرد فرهنگي و بدور از لغزشها و گناهان، و مملو از طاعات و عبادات و هنچنين رعايت قوانين بعثه و ستاد داشته، و موردي براي پيشگيري و يا درمان در مورد آنها چه توسط خودشان و چه توسط متخصصين روحاني ويا ديگران احساس نشده باشد.



گفتار سوم: شاخصهاي سلامتي فرهنگي در سطح اجتماعي

شاخصها ابزاري هستند براي اندازه‌گيري سلامتي ديني و فرهنگي در سطح اجتماعي. در يك كاروان حج، كاربرد اين ابزار، هم در سنجش وضع موجود اعضاء كاروانهاست، هم در سنجش ميزان تأثير مداخلات فرهنگي در حين حج، و يا حتي در سنجش ميزان تأثير مداخلات فرهنگي كه قبل و بعد از سفر برروي حجاج هدف گذاري مي شود و گاهاً اين تأثيرات بر روي خانواده هاي آنها كه به حج نمي روند هم تسري مي يابد. آنچه مورد نظر است آن است كه مداخلات در جهت ارتقاء وضعيت فرهنگي كاروان مؤثر بوده باشند و نه در جهت نزول، اما آنچه ممكن است نهايتاً توسط بعضي شاخصهاي فرهنگي معلوم شود، عدم تغيير يا خداي ناكرده بدتر شدن وضعيت فرهنگي كاروان در انتهاي حج در مقايسه با وضع فرهنگي همان كاروان در بدو شروع سفر بوده باشد. شاخصهاي فرهنگي مشهور و رايج عمدتاً به ميزان شيوع و بروز گناهان، و يا برعكس ميزان رعايت قوانين الهي و بشري (مانند درصد يا پوشش پيروي از توصيه ها و دستورالعملهاي فرهنگي بعثه، ستاد و هيئت پرشكي در حوزه هاي سبك زندگي، فرهنگ تغذيه اي، فرهنگ معاملات و خريدو فروش سوغاتي، فرهنگ پوششي در ايام تشريق و پوشش در ساير ايام و فرهنگ ترافيكي پياده روها) معطوف مي‌باشند. «كيفيت رعايت قوانين و پرهيز از گناهان» نيز داراي شاخصهاي خاص خود مي‌باشد به آن معني كه تا چه حد اين رعايتها عمق داشته و يا اينكه تنها ظاهرسازي سطحي و رياكاري بدون پشتوانه اعتقادي است. با توجه به شرائط اجتماعي و حاكميتي، و همچنين كاستيها در زيرساختهاي موجود كشور ايران در حوزه تجميع و پردازش داده ها، عمدتاً بعضي از شاخصها كه معطوف به «كميت» هستند، قابل محاسبه و اتكا مي‌باشند. شاخصهاي كميتي براي مثال مي تواند متمركز گردند بر شمارش وقوع موارد رعايت توصيه ها (اقدام به انجام ثوابها و واجبات) يا تخطي از منهيات (آلوده شدن به مكروهات و گناهان) و چون به عمق نمي‌پردازند، راحتتر قابل محاسبه مي‌باشند.

اما براي سلامتي ديني و فرهنگي كاروانها، شاخصهاي غير مستقيم نيز مي‌توانند مطرح شوند که برخلاف شاخصهای مذکور در قبل که «شاخصهای خروجی» بودند، به آنها «شاخصهای عملکردی یا فرایند» می گویند. براي مثال آمار مقايسه‌اي رجوع زوار به روحاني كاروان و يا ميزان ارجاع آنها به بعثه براي استفتاء يا شركت در سخنرانيهاي عمومي، ميزان توليد و پخش متون ديني و فرهنگي (بيانيه هاي مذهبي، كتابهاي مفاتيح، دعا و قرآن)، ميزان مصرف و قرائت شدن متون ديني و فرهنگي، ميزان روز يا ساعت اشتغال روحانيون و مديران كاروانها در اتاقهايشان براي رسيدگي به امور فرهنگي و مذهبي اعضاء كاروان، ميزان مجموع ساعتهاي اختصاص داده شده زوار يك كاروان به شركت در جلسات مذهبي و فرهنگي از اين دسته می باشند. در مقايسه ميان شاخصهاي دسته دوم (يعني شاخصهاي عملكردي)، مي‌توان آنها را نيز به سه دسته شاخصهاي عملياتي برآوردكننده ارائه (Provision)، شاخصهاي عملياتي برآوردكننده دسترسي (Access) و شاخصهاي عملياتي برآوردكننده مصرف يا پوشش (Utilization يا Coverage) تقسيم نمود
 یک نوع دیگر از شاخصهاي غير مستقيم نیز «شاخصهای ورودی» بوده و معطوف هستند به کیفیت و کمیت منابعی که در ارائه خدمات ديني و فرهنگي در حج استفاده شده و منظور از بکارگیری آن منابع، حفظ و ارتقاء سطح معنوي زوار می‌باشد. منابع قابل استفاده در این حوزه فقط محدود به کمیت کادر انسانی روحاني-فرهنگي کاروان یا کادر مبلغ در بعثه نبوده، و شامل سایر منابع از نوع نوار خام و سي دي خام و مانند آن از تجهیزات مصرفی، تجهيزات سرمايه‌اي مانند ساختمانها و اتومبيلهاي كادر فرهنگي، و بخصوص ميزان دانش ديني زائرين قبل از حج (يعني در زماني كه مداخلات تبليغي روحاني كاروان و ساير مسئولين فرهنگي شروع نشده بوده)، دانش ديني خدمه و دانش ديني و فرهنگي كادر روحاني و معينهاي خدمت دهنده به زوار كاروانها (در صورتيكه ابزاري معتبر و قابل اتكا براي اندازه گيري دانش مذهبي ابداع گردد) مي‌باشد. علاوه بر شاخصهايي در حوزه كميت و وسعت منابع، شاخصهايي براي اندازه گيري كيفيت منابع انساني و تجهيزات و عمق اطلاعات علمي مذهبي و فرهنگي مطرح مي‌باشند. براي مثال در اين خصوص مي توان گفت كه توانايي و خروجي خدمتي يك روحاني عالم و با تجربه (كه سفرهاي حج متعدد داشته) با خروجي خدمتي يك روحاني كم تجربه متفاوت خواهد بود، هرچند كه در ظاهر هردو كاروان داري سرانه نيروي تبليغي مشابه باشند (يعني در هردو كاروان نسبت روحاني و معين به زائر مساوي بوده باشد). همينطور كارايي چند دستگاه ضبط صوت فرسوده و قديمي با كارايي همان تعداد و كميت از وسائل صوتي و تصويري مدرن و نو قابل مقايسه نيست. پس بصورت خلاصه، شاخصهاي موجود براي اندازه‌گيري وضعيت فرهنگي و خدمات ديني-فرهنگي هم در حوزه كيفيت و كميت، و هم در حوزه ورودي، عملكرد و خروجي مطرح و قابل استفاده براي مديران و سياستگذاران حج مي‌باشند.

گفتار چهارم: مداخلات ارتقاءبخش سلامتي و مبارزه با بيماريهاي فرهنگي در اين موسم چگونه تقسيم بندي مي گردند؟ مسئولين اصلي براي حفظ سلامتي زوار در حج چه كساني هستند؟

در نگاه نخست و مخصوصاً اگر عجولانه قضاوت شود، ممكن است تنها روحاني و عوامل فرهنگي كاروان مسئول مشكلات فرهنگي زوارش به نظر آيد. ولي با يك نگاه عميقتر و عادلانه تر مشخص است كه برخلاف تصور عوام، دستگاه تبليغي رسمي، اگر بتنهايي براي مبارزه با مخاطرات سلامتي فرهنگي و بيماريهاي روحي مبارزه نمايد، و در اين مسير نيز داراي حد اكثر كارايي و اثر بخشي هم باشند، تنها قادر به حل درصد بسيار كمي از مشكلات خواهد بود. در نظر بسياري از علماي شاخه سياستگذاري احتماعي و مديريت و مهندسي فرهنگي، مسئوليت عمده در پيشگيري و درمان درصد بالايي از بيماريهاي روحي عصر حاضر بعهده ساير بخشها شامل آموزش و پرورش، آموزش عالي، رسانه‌هاي مكتوب، اينترنت و صدا و سيما (از راه فرهنگسازي مناسب)، شهرداريها (با ايجاد فرهنگسراها و پاركها ورزشي و تفريحي)، سازمان تربيت بدني (با ايجاد تسهيلات ورزشي)، و وزارت بازرگاني (با توليد، تهيه، توزيع لباس و مواد پوششی مناسب) است. در مديريت و حاكميت حج در سطوح كاروان، ستاد و بعثه نيز بخشها و نهادهايي با عملكرد مشابه با مسئوليت وزارتخانه‌هاي مذكور در بالا وجود دارند، ولي در دامنه بسيار محدودتر و جزئي‌تر از وزير و وزارتخانه فعاليت مي‌نمايند. به نظر می رسد آنها نیز در صورت تمایل، دركنار روحاني قادر به ایفای نقشهایی مشابه در حفظ و ارتقاء سلامتی ديني-فرهنگي زوار باشند. همچنين از نگاه صاحب نظران در حوزه مديريت و سياستگذاري فرهنگي، پيشگيري اين نهادها و دستگاههايي كه در بالا به آنها اشاره شد، در سه سطح اوليه، ثانويه و ثالثيه مطرح مي‌باشند. پيشگيري سطح اول در وقتي مطرح مي‌گردد كه فرايند بيماري فرهنگي اصلاً شروع نشده است، و براي مثال در مورد خريدهاي افراطي و بيمارگونه سوغاتي كه ضد فرهنگي بوده و در حج شايع است، پيشگيري اوليه بعنوان نمونه يعني آنكه تمامي همکاروانیها (شامل پزشك كاروان، آشپز، خدمه و زوار آگاهتر)، به كمك روحاني (يا وزير فرهنگ و ارشاد كاروان) آمده تا در افراد ناآگاه ولي مستعد به بروز رفتار، واكسيناسيون انجام شده، و در اثر آموزش، دانش لازم براي مقابله با انتقال اين ميكرب فرهنگي بوجود آمده، و در آن افراد در معرض خطر، نگرش و رفتارسازي مناسب برای جلوگیری از بروز چنين رفتاري (افراط در خريد) تسهيل گردد. پيشگيري سطح دوم در وقتي كارايي دارد كه عامل بيماريهاي فرهنگي و معنوي از قبل از حج (مانند مشكل حسادت) روح يك فرد را آلوده نموده، ولي براي او هنوز مصداق و شرائط آشكار شدن اين خصيصة نامطلوب بوجود نيامده، و يا اگر ظاهر شده، بيمار هنوز در دوره‌ايست كه در مورد او، احتمال برگشت به وضعیت سلامتي روحي قبل از ورود عامل بيماري وجود دارد. مداخلات پيشگيرانه از اين دست شامل غربالگري براي تشخيص بيماران روحي آلوده كنندة ديگران، قرنطينه كردن آنها، و يا دادن داروهای فرهنگي (تذكر و زنده نمودن ترس از مرگ) براي ريشه‌كني كامل بيماريهای مذكور مي‌باشد. و در نهايت پيشگيري‌هاي سطح سوم مطرح مي‌گردند كه اين موضوع شامل خدمات توانبخشي و تجويز مداخلات بازپروري براي كساني است مي‌باشد كه احتمال بهبودي كامل بيماري روحي آنها وجود ندارد، ولي در مورد ساير گناهان و خصيصه هاي اخلاقي، اين اقدامات سبب افزايش كميت و كيفيت زندگي معنوي و فرهنگي آنها خواهد شد. همانطور كه خواننده آگاه ممكن است خود با خواندن اين سطور تا كنون استنتاج نموده باشد، عمدتاً خدمات پيشگيرانه ثالثيه از بيماريهاي روحي هستند كه نياز به آموزشهاي خاص و تخصصي در دانشگاههاي علوم ديني و فرهنگي دارند. مطالعات مختلف نشان داده‌اند كه:

•     اولاً بسياري از بيماريها بدون هيچگونه اقدام كادر فرهنگي در نهايت به بهبودي منجر خواهند شد،
•    ثانیاً درصد كمي از بيماريها نياز به انجام اقدامات پيشگيرانه اوليه و ثانويه بوسيله ارگانهايي در بيرون دستگاه فرهنگي-تبليغي رسمي در حج دارند،
•    ثالثاً درصد كمتري نياز به مداخلاتي دارند كه در حوزه تواناييهاي علمي و ساير امکانات در اختيار افرادي با سواد محدود ديني و فرهنگي در كاروان مي‌باشند، و
•    رابعاً درصد بسيار كمتري از بيماريهاي فرهنگي نياز به اقدامات تخصصي و فوق تخصصي بوسيله پزشكان جراح و ساير متخصصين غير جراح ديني و فرهنگي دارند!
ضمناً همانطور كه در قسمت قبل در مورد شاخصها بيان شد، مداخلات فرهنگي لزوماً نبايد در حوزه خروجي اتفاق بيفتد. گاهاً لازم است كه دستگاه رسمي تبليغ دين و فرهنگ در حج، مداخلاتش را متمركز نمايد بر توليد و يا توسعه زيرساختها (بهسازي منابع بعنوان ورودي) و يا تحقيق و بهسازي عمليات (فرايندها و عملكردهاي فرهنگي-تبليغي). البته طبيعي است كه هميشه بكارگيري ورودي مناسب و عملكرد خوب منجر به نتايج مطلوب در حوزه خروجي هاي فرهنگي نمي شود. نمونه اين مشكلات در مورد نتايج نامطلوب فرهنگي ناشي از پخش بعضي سريالهاي ماه رمضان صدا و سيما نشان داده شده است. بعبارت ديگر بعضاً ديده شده كه برخلاف انتظار مدير توليد يك سريال، پخش آن به گسترش مشكل فرهنگي-اخلاقي موضوع سريال (بجاي مهار آن) منجر شده است. در پایان و بصورت خلاصه می‌توان بیان نمود که برخلاف تصور عوام، مسئول اصلي حفظ سلامتي فرهنگي زائر در ايام حج، خود اوست، و اوست كه بايد با كمك همه‌ي مديريتها در بعثه، ستاد و كاروان توانمند شود كه چارچوب فرهنگي مناسب را براي زندگي بيابد و به آن پايبند شود. اگر فردي مبتلا به بيماريهاي مختلف و خطرناك روحي مي‌باشد، اين خود اوست كه بايد با تغذيه مناسب فرهنگي، با پرهيز از تنفس در شرائط ضد فرهنگي، با همنشين شدن با انسانهاي وارسته بجاي دوستان ناباب، با شركت و استفاده از جلسات روحاني كاروان و گوش فرادادن به تجربيات و توصيه‌هاي آنان، با توجه به توصيه‌هاي اخلاقي نشريه زائر و ساير رسانه‌هاي مكتوب و شبكه‌هاي راديو تلويزيوني موجود، با توجه به ساير دستورالعملها و آنچه عقل سليم حكم مي‌نمايد، و با امثال اين اقدامات مراقب حفظ و ارتقاء سلامتي فرهنگي خود و ديگر همسفرانش باشد. بيماري و يا مرگ فرهنگي يك انسان در طي حج، كفر نعمت سلامتي معنوي است توسط خود او، زحمت و ضايعه‌اي است براي همسفران، و نهايتاً نقطه‌اي تاريك در عملكرد مديران دلسوز حج در همه‌ي بخشها است كه تمام تلاش خود را براي به حداقل رساندن اين موارد مي‌نمايند. حج نه تنها فرصتي است براي ساختن روح، بلكه دوره‌ي يكماهه‌ي مغتنمي‌ است براي ايجاد سبك سالم زندگي فرهنگي در آنهايي كه با اقداماتي مانند مصرف دخانيات داراي سبكهاي زندگي بيمارگونه مي‌باشند. بجاي استفاده از اين فرصت (بعنوان مثال براي ترك اعتياد و عادات فرهنگي غلط بعضي زوار)،  آنرا تبديل به تهديد ننموده، و مراقب باشيم تا در اين دوران نسبتاً طولاني، ناخواسته و دور از چشمان پر انتظار خانواده ها، آنرا به وسيله‌اي براي ايجاد عادتهاي مخل سلامتي فرهنگي در حجاج بيت‌الله الحرام تبديل ننمائيم. التماس دعا

+ نوشته شده در  شنبه 21 آذر1388ساعت 10:55 قبل از ظهر  توسط دکتر احمد فیاض بخش (استادیار دانشگاه)  | 

توصیه های مهم امدادی و بهداشتی برای ایام تشریق

خلاصه اين مقاله در نشريه تشريق مورخ 16/9/87 منتشر شد و براي يكصد و ده هزار زائر ايراني ارسال گرديد. متن اين مقاله در وبسايت زائر را در اينجا بخوانيد، و نسخه pdf همين خلاصه را در صفحه يازدهم فايلي كه از اينجا بارگيري مي‌نمائيد، بيابيد.

توصيه‌هاي امدادي و بهداشتي ايام تشريق

1- به محض ورود به عرفات، وسايل خود شامل دمپايي راحت، کيسة کفش، صابون بدون بو، بند عينک، ماسک غيردوخته به تعداد کافي خودتراش و تيغ (براي مردان)، پيش‌بند حلق (براي مردان)، کلاه (براي مردان)، داروهاي اختصاصي، زيرانداز و روانداز غيردوخته، سجاده، عينک ضدآفتاب و چتر (براي زنان) را در داخل ساک يا کيسه در گوشه‌اي از چادر که براي شما اختصاص يافته قرار دهيد .اين توصيه را در هنگام وقوف در مشعر و چند روز وقوف در مني نيز به‌خاطر داشته باشيد و از پراکنده نمودن وسائل لازم خود در سطح چادر پرهيز نماييد.
2- در تمام مدت ايام تشريق کارت شناسايي خود در عربستان را در لباس احرام و بعد از آن در جيب خود همراه داشته باشيد تا در صورت حادثه، گرمازدگي، بيهوشي و گم شدن، نيروهاي امدادي بتوانند به شما، دريافتن چادر کاروانتان کمک نمايند.
3- از ايستادن طولاني در زير آفتاب و محيط گرم که باعث گرمازدگي شود و همچنين از عوامل سرماخوردگي دوري نماييد.
4- تا حد ممکن از چادرهاي محل استراحت کاروان خود دور نشده و حتي در مورد نياز به خدمات پزشکي ترجيحاً از پزشک کاروان خود کمک بخواهيد.
5- در حد ممکن از ماسک استفاده نموده و از بکارگيري وسايل شخصي ديگران مانند ليوان آب و تيغ به شدت پرهيز نماييد، تا از انتقال ويروس انفلونزا و ساير عوامل عفونت به بدن خود جلوگيري فرماييد. داشتن ماسک در محل‌هاي پر از گرد و خاک از حمله‌هاي آسم و تنفسي پيشگيري مي‌نمايد.
6- در مني دست و صورت خود را مرتباً شستشو نموده و با استحمام روزانه بدن خود را نيز تميز نگهداريد. با خشک نگه داشتن کشالة ران و نظافت آن، از احتمال ايجاد حساسيت و عرق جوش در بدن خود بکاهيد.
7- از لباس‌هاي روشن و کلاه (براي مردان بعد از درآمدن از لباس احرام و در ايام وقوف در عرفات) استفاده فرماييد.
8- به منظور كاهش احتمال مشكلات ناشي از قند در ديابتي ها و كاهش ايجاد مسموميت‌ها، از پرخوري، از خوردن زياد نوشابه‌هاي قنددار و غذاهاي چرب، و خوردن غذاهاي مانده و پخته حاوي گوشت و مرغ پرهيز نمائيد.
9- از ريختن آب دهان،‌آشغال سيگار و ساير زباله‌ها در اطراف چادرها و محل‌هاي عبور و مرور جداً خودداري فرماييد، و تنها آنها را در محل مناسب دفع نماييد (مانند سطل‌هاي زباله). از ريختن مايعات در سطل‌هاي زباله خودداري فرماييد.
10- در هنگام پياده‌روي در سطوح ناصاف و معابر عبور اتومبيل‌ها و اتوبوس‌ها، مواظب پيچ خوردن پاها و تصادفات باشيد. از انجام مستحبات (مثل بالا رفتن از کوه‌هاي جبل الرحمه و جبل النور) اگر ناتوان در کوهنوردي هستيد پرهيز نماييد.
11- در هنگام رمي جمرات، مراقبت نماييد سنگ‌هاي ديگران به شما اصابت ننموده و شما ناخواسته به ديگران آسيب نزنيد. در موقع جمع‌آوري سنگ در مشعر و در تاريکي شب، مواظب گزش حشرات موذي و بريدن دست‌هاي خود با زباله‌هاي ريخته شده باشيد.
12- در صورت محبوس شدن در ترافيک، خونسردي خود را حفظ فرموده زيرا خلاف آن، علاوه بر دامن زدن به تشنجات، با ايجاد اضطراب سبب مشکلات سلامتي براي خود شما خواهد شد. به جاي آن اذکار مرتبط را زمزمه نموده و با آرام کردن ديگران به مديران فرصت دهيد تا مشکلات عبور و مرور را براي شما و ديگران حل نمايند.
13- لباس‌هاي خود را بعد از شستشو در محل مناسب آويزان نماييد و مواظب گم شدن آنها و ساير لوازم شخصي خود باشيد.
14- به هيچ وجه گوشت قرباني را وارد کاروان جهت بردن به مکه و يا ايران ننماييد. حتي‌الامکان براي انجام قرباني نائب بگيريد و از رجوع شخصي براي قرباني پرهيز نماييد تا گم نشويد.
15- در صورتي که شرايط وقوف اضطراري را داريد، مراقب باشيد تا از برنامة ريخته شده مسوولين کاروان براي امثال شما در وقوف‌ها عقب نمانيد. بقية افراد کاروان تکليفي غير از شما داشته و برنامه‌اي مجزا دارند.
16- در صورتي که جوان و توانمند و نسبت به راه‌ها توجيه هستيد، به هم کارواني‌هاي سالمندتر و ناتوان‌تر کمک نماييد. در انجام کمک خود حتماً مطابق با خواسته‌هاي مديران کاروان و امدادگران عمل نماييد تا ناخواسته باعث بي‌نظمي و افزايش مشکلات نگرديد.
17- بعد از قرباني و اطمينان از انجام شدن آن توسط نائب، بايد حلق و تقصير انجام دهيد. در اين کار به هيچ وجه از کمک و يا ابزار افراد دوره گرد و ناشناس استفاده ننماييد زيرا آنها منبع انتشار آلودگي‌هاي پوستي و خوني هستند
18- در مورد نوشيدن آب ولرم نيز اعتدال داشته باشيد ولي با افراط در اين عمل سبب کاهش شديد آب بدن خود و در نتيجه ايجاد حالت گرمازدگي در خود نشويد.
19- در انجام اعمال عبادي و يا ديدار آشنايان افراط نکنيد، و به اندازة کافي استراحت نموده و بخوابيد تا در اثر خستگي و کم‌خوابي مفرط از انجام اعمال واجب به خاطر بيماري باز نمانيد.
20. در مورد خوردن غذاهاي سنگين و ملین، پرهيز مناسب با مزاج و سن خود را داشته باشيد. تا آنجا که ممکن است از غذاهاي حاضري استفاده نماييد و به حداقل اکتفا نماييد تا بيش از حد نيازمند استفاده از سرويس‌هاي بهداشتي نگرديد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 آذر1388ساعت 12:38 بعد از ظهر  توسط دکتر احمد فیاض بخش (استادیار دانشگاه)  | 

مطالب قدیمی‌تر